بگيرد و به پاسداشت نظرى و عملى آن نپردازد ، متحمّل خسارتهاى جبرانناپذير شده ، شاهد فاجعه اسفبار انسانى بوده و راه انحطاط خواهد پيمود .
و اما در تعاريف اخلاق ( در انگليسى
( ETHICS
، در يونانى
( ETHOS )
، و در فرانسه
( ETHIQUE )
. از ديدگاهها و منظر علما و فلاسفه مختلف :
اخلاق جمع خلق به معناى خوى ، روش ، سرشت ، منش ، عادت ، نمود عينى معنوى و رفتار انسان است و مجموعهاى از بايدها و نبايدها و . . . اخلاق از خلق و خلق به معناى صورت درونى و باطنى و ناپيداى آدمى ، به معناى سرشت و سجيه و اصطلاحا " بمعانى صفات و ويژگىهاى پايدار در نفس اعم از سجاياى نيكو و پسنديده و يا زشت و ناپسند .
، به معناى عادت و طبع ، دين و مروت ، آفريدن و خلقت ، در فارسى معادل خلق و خو . " ( 2 )
با ظهور اسلام مضامين بلند و رفيع و دستورات اخلاقى به اوج و اعلاى خود رسيده است و دعوت گسترده دين الهى به تهذيب نفس و حفظ و پاسدارى از حرمت و كرامت انسانها و حجم بسيار زيادى از آموزههاى اخلاقى در قرآن كريم ، بهطورى كه وجود بيش از 2000 - 3000 آيه در زمينه اخلاق و مسائل اخلاقى است در حالى كه حدود 600 آيه در زمينه احكام وجود دارد . قرآن در تبيين هدف از بعثت انبيا بارها تزكيه را پيش از تعليم كتاب آورده است . تجارب تاريخى بشر نيز گوياى اين است كه هر جامعهاى كه از ارزشهاى اخلاقى فاصله بگيرد و به پاسداشت نظرى و عملى آن نپردازد ، متحمّل خسارت هاى جبرانناپذير شده ، شاهد فاجعه اسفبار انسانى بوده و راه انحطاط خواهد پيمود . ( 1 و 2 )
و در سدههاى نخستين پس از اسلام با ترجمه آثار ايرانى از زبان پهلوى به عربى ، پند و اندرزهاى ايرانى به همراه آموزههاى روحنوازى كه در آيين و آداب زندگانى به نظم و نثر سروده و نوشتهاند به توصيهها و اندرزهائى در زمينه اخلاق و هنجارهاى رفتارى پرداخته