شده است ( 24 ) . اين امر شايد يكى از دلايلى باشد كه در تعاليم دينى ما نيز قبل از خواندن دعا توصيه شده كه بر روى عضو بيمار دست بگذارند ( 25 ) .
يكى ديگر از جنبههايى كه در ادعيه ما به كرات به چشم مىخورد اين است كه در اكثر دعاهايى كه به هنگام بيمارى توصيه شدهاند ، فرد به پروردگار خود كه تنها قدرت برتر و شفادهنده است رجوع مىكند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و معصومين عليهم السّلام را واسطه اين ارتباط قرار مىدهد . فرد بيمار در اين دعاها به ضعف و ناتوانى خود اعتراف مىكند ولى در عين حال به خود يادآورى مىكند بيمارى و حتى مرگ آخر و نهايت زندگى نيست .
اين نكات نشان مىدهد كه در ادعيه رسيده به ما براى انسان معتقد به آنها ، نوعى ابزار حمايتى براى برخورد و تحمل با بيمار فراهم مىآورد . در اين شرايط فرد با اعتراف به قدرت لايتناهى خداوند ، از وضعيت خود نااميد نمىشود و به خدا توكل مىكند . اين مكانيسم مقابلهاى
( coping )
به خصوص در افرادى كه با بيمارىهاى مزمن يا بيمارىهايى كه متاسفانه درمان قطعى شناخته شدهاى ندارند مىتواند كيفيت زندگى فرد را بهبود ببخشد . در مجموع مىتوان گفت ذخيره معنوى دعا و آداب ياد خداوند بهويژه ادعيهاى كه از زبان معصومين وارد شده و به ما رسيده است آنقدر عظيم است كه عدم بهرهبردارى از آن در بهبود بيمارىها و ارتقا سلامت به قول يكى از دانشمندانى كه در اين زمينه تحقيق مىكند ( به نام دكتر
( Dossey
محروم كردن افراد از پتانسيل و نعمت محسوب مىشود و همان گونه كه پروردگار خود مىفرمايد :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ .