مقدّمه :
ما در عصر علم و كامپيوتر زندگى مىكنيم و خود را موجودات باهوشى مىانگاريم كه تا اثبات امرى را نبينيم ، آن را نمىپذيريم ، در عين حال ، شگفتانگيز است كه بسيارى از مقولات را كه با عقل هم جور درنمىآيند ، صرفا بر پايه ايمان ، بىچون و چرا مىپذيريم . ما به خود مىباليم كه بيشتر از پيشينيان خود در زمينهء علم و صنعت آگاهى داريم و دستاوردهاى خود را در اين زمينهها ، بدون هيچ شك و تأملى ، بهتر از آنچه كه پيشينيان بجا گذاشتهاند مىدانيم ؛ اما ، در قبول كوركورانه باورهاى مذهبى آنها ، هيچ ابائى به خود راه نمىدهيم حتى اگر اين بدان معنى باشد كه مراسم و سنتهايى را ارج بگذاريم كه ايمان چندانى بدانها نداريم .
تنها كتاب آسمانى كه به صورت اوليه و به زبان اصلى موجود است ، قرآن مىباشد ؛ اعجاز اين كتاب در ابعاد مختلف علمى ، اجتماعى ، اخلاقى ، اقتصادى ، سياسى و خلقت شگفتانگيز انسان و . . . است و اين موارد هر عقل سليم و متفكرى را متقاعد مىسازد كه اين كلام ، ساخته و پرداخته بشرى نبوده بلكه از طرف ذات آگاه مطلق كه بر همه اسرار جهان واقف مىباشد نازل گرديده است .
وقتى مىخوانيم كه ابتلا به سرطان مىتواند از اثر استفاده از مسكرات باشد ، علت ابتلا به بيمارى ايدز در اثر برقرارى روابط نامشروع جنسى ، و امراض دندانها در اثر اهميت ندادن به بهداشت دندانها و . . . مىباشد و قرآن همه اين موارد را به شدت منع مىكند ، ايمان پيدا مىكنيم كه اين كتاب آسمانى دعوتى است خالصانه براى ساختن يك جامعه نمونه كامل انسانى ، كه خير و سعادت دنيا و آخرت را براى پيروانش به ارمغان مىآورد .