و باز گفته شده كه علمى است كه درباره امراض و طرز مداواى مرض و پيشگيرى ناخوشىها مطالعه و تحقيق مىكند . « 1 »
هرچند از نظر لغت و متون اسلامى « طب » شامل درمان بيمارهاى جسم و روان است و درمانكنندگان جسم هم مانند درمانكننده جان ، مظهر اسماى حسناى الهى هستند و افزون بر اين با « طب روان » ارتباط بسيار نزديكى با هم دارند . اما اين دو در نوشتارهاى اسلامى دو موضوع مستقل هستند ، « طب روان » موضوع علم اخلاق است و اصطلاحا به آن طب اطلاق نمىشود و طب تن مربوط به درمان بيمارىهاى جسمى مىشود . « 2 »
فصل دوم - اهميت طبابت در قوانين اسلامى
[ 1 - جايگاه دانش پزشكى ]
در حوزه علوم ، پزشكى ، سرآمد همه دانشهاست . چراكه فلسفه ساير علوم بهرهورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف جز در پرتو سلامت جسم و جان ميسر نيست .
چنانكه از امير مومنان على ابن ابي طالب عليه السّلام روايت شده كه فرمودند :
( بالعافيه توجد لذه الحياه ) ( 4 ) « لذت زندگى با عافيت و سلامت به دست مىآيد . »
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : « بدانكه هيچ دانشى چون جستن ( دانش ) سلامت نيست و نه هيچ سلامتى چون سلامت دل »
امام باقر عليه السّلام : ( من وصيته : و اعلم انه لا علم كطلب السلامه و لا سلامه كسلامه القلب ) « 3 »
فلسفه احكام و قوانين اسلامى ، تكامل مادى و معنوى جامعه اسلامى است . از نظر اسلام ، بزرگترين نعمت خداوند به انسان سلامت جسم و بزرگتر از آن سلامت جان و خطرناك
هامش
( 1 ) . محمد معين ، فرهنگ فارسى ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ 19 ، سال 81 ، ح 2 ، ص 2202
( 2 ) . محمد محمد رى شهرى ، احاديث پزشكى ، ترجمه حسين صابرى ، چاپ سوم ، 1384 ، انتشارات دار الحديث ، ج 1 ، ص 9
( 3 ) . غرر الحكم ، ج 7 ، ص 44