فصل 119 [ تهمت معتزله و حشويه به شيعه در باب « مناظره كردن » ]
از جملهء حكايات كه گفتم به شيخ ابو عبد اللَّه - ادام اللَّه عزّه - آنكه « معتزله » و « حشويه » « 1 » گمان كردهاند اين را كه آنچه تو به جا آرى از مناظره و مباحثه چيزى است كه مخالف اصول اماميه است و خروج از اجماع اماميه ؛ زيرا طايفه اماميه جايز نمىدانند مناظره را به حسب دين و نهى مىكنند از آن و روايت مىكنند از ائمه خود نسبت دادن بدعت را به كسى كه مباحثه و مناظره كند و مذمّت استعمالكنندهء آن را . آيا با تو هست روايتى از اهل بيت عليهم السّلام در صحت مناظره يا آنكه اعتماد كردهاى بر دليلهاى عقلى و التفات نمىكنى به آنچه مخالف دليل عقلى است و اگر چه اجماع طايفهء اماميه بر آن واقع باشد ؟
پس گفت شيخ كه خطا كردهاند معتزله و حشويه در آنچه ادعا نمودهاند بر ما از اينكه خلاف اجماع كردهايم در استعمال مناظره و خطا كرده هر كه ادعا كرده اين را از طايفه اماميه و جهل ورزيده ؛ زيرا فقهاى اماميّه و رؤساى ايشان در علم دين به جا مىآوردهاند مناظره را و اعتقاد داشتهاند به صحّت آن و گرفتهاند بر سبيل قبول اين شيوه را از ايشان هر كه بعد از ايشان بوده و اعتقاد كردند به آن .
و به تحقيق به نهايت رسانيدهام اين سخن را در اين باب و ذكر كردهام نامهاى جماعتى را كه مشهور بودهاند به مناظره و كتابهاى ايشان را و مدح ائمه عليهم السّلام ايشان را در دو كتاب خود كه يكى كتاب « الكامل في علوم الدين » و يكى كتاب « الاركان في دعائم الدين » « 2 » است .
هامش
( 1 ) . « حشويّه در اسلام لقب تحقير آميزى است كه بعضى از علماى كلام اسلام مانند « معتزله » به « اصحاب حديث » دادند زيرا اصحاب حديث غالبا قائل به « تجسّم » و « تشبيه » خداوند بودند . » « فرهنگ فرق اسلامى دكتر مشكور » ص 159
( 2 ) . شيخ مفيد از اين كتاب خود در « تصحيح اعتقادات الاماميه » ص 72 نيز نام برده ولى فعلا از نسخه خطى آنها اطلاعى در دست نيست .