ابو جعفر باقر عليه السّلام بر پسر خود حضرت صادق عليه السّلام به امامت . و نص حضرت صادق عليه السّلام بر پسر خود موسى كاظم عليه السّلام بر امامت و نص موسى كاظم عليه السّلام بر پسر خود على عليه السّلام و همچنين متظاهر شدن خبر از اين جماعت عليهم السّلام به معلومى چند كه دلالت مىكند بر امامت ايشان و به معجزاتى چند كه خبر مىدهد از حقيقت و صدق ايشان . با آنكه روايت شده از پيغمبر نص بر امامت ايشان چنان كه « حديث لوح » ظاهر مىسازد و منكشف مىگرداند اين معنى را . و همچنين آنچه روايت كرده عبد اللَّه بن مسعود و وصف نموده سلمان از ذكر اشخاص ائمه و عددهاى ايشان عليهم السّلام . « 1 »
[ منقضى شدن فرقه كيسانيه در جهان ]
و حال آنكه اين جماعت مذكور عليهم السّلام و ائمه از ذريت ايشان و جميع اهل بيت ايشان اجماع نمودهاند بر فوت محمد بن حنفيه رحمه اللَّه و چگونه صحيح باشد كه اجماع ايشان باطل باشد ؛ زيرا اجماع اهل بيت پيغمبر است و چنين اجماعى به حكم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باطل نمىباشد و مؤيد صحت دعوى ماست اينكه طايفه كيسانيه در زمان ما منقطع شدهاند به حيثيتى كه اصلا بقيهاى از ايشان نمانده و عددى از ايشان نيست كه به آن عدد عذر ما مقطوع گردد . يعنى آن عدد به سر حد تواتر رسيده و مفيد يقين شود . بلكه يافت نمىشود احدى از ايشان كه از جمله اهل علم توان شمرد . بلكه اصلا كسى از اين طايفه وجود ندارد و نيست مگر آنكه در ميان مردم حكايتى از ايشان مانده است .
و مذهبى كه چنين باشد جايز نيست حق بوده باشد ؛ زيرا اگر حق باشد هر آينه مىبايست باطل نشود حجت حق تعالى بر آن مذهب به سبب انقراض اهل آن و به عدم تواتر آن .
پس ظاهر شد به اين بيان بطلان مذهب كيسانيّه و اينكه اللَّه تعالى احتجاج نمىكند به آن مذهب بر احدى و لازم نگردانيده اعتقاد آن را بر بندهاى از بندگان خود چنان كه حكايت كرديم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : « كفاية الاثر خزّاز »