عبوديت ، همچنان كه مضافاند همهء بندگان به سوى اللَّه تعالى به عبوديت و اگر چه در اين اضافه كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين قول فرموده معنى است زياد بر اين معنى كه ذكر كرديم . و نيست ما را احتياجى به ذكر آن در حجت آوردن بر اين طايفه .
با آنكه اماميه اثنى عشريه سزاوارترند در حقيقت به استدلال كردن به اين حديث از جميع فرقهها ؛ زيرا صاحب الامر - صلوات اللَّه عليه - اسم او ، اسم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله است و كنيت او ، كنيت رسول اللَّه است و پدر او بندهاى است از بندگان خدا . و حال آنكه اماميه اثنى عشريه قائلاند به عصمت جميع ائمه و به همگى اصول اماميه گرويدهاند و بىآنكه نص داشته باشند بر امامت ، اعتقاد به امامت امامى نمىكنند .
و نقل نمودهاند فضيلتها از براى آباء صاحب الامر عليه السّلام و معجزات و علوم كه با آنها ممتازند از رعيت خود و دفع نمىكنند امر ضرورى بديهى را در اثبات مذهب خود ، مثل موت كسى را كه بالضروره معلوم باشد و اقدام نمىكنند بر نسبت ضلالت به معصومى و تكذيب امام عدلى .
و كيسانيه بر خلاف آنچه مذكور شد گرويدهاند . پس اعتبارى نيست به دست آويز نمودن ايشان به ظاهر لفظى كه لفظ حديث است و اكثر فرقهها دست آويز خود مىتوانند كرد در اثبات مذهب خود ؛ زيرا معتمد ، حجت و برهان است و اين طايفه نياوردهاند چيزى از اين قبيل تا بوده باشد عذر از براى ايشان در آنچه گرويدهاند به آن از مذهب خود .
و اما اعتقاد نمودن ايشان حيات محمد بن حنفيه را به ادعاء امامت او بنا گذاشتن بر اين معنى را كه او قائم آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله است پس به درستى كه باطل كرديم اين اعتقاد را به قول مختصرى كه ذكر كرديم در بيان بطلان امامت او . پس هر گاه امامت او باطل باشد ، ادعاى حيات او و اينكه او قائم آل محمد است نيز باطل خواهد بود .
و از آنچه دلالت مىكند بر فساد اين اعتقاد متواتر شدن خبر است به نص
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٥٤