تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

فصل 4 [ مناظره ديگر ابن ميثم با أبو الهذيل در باره خلافت ]

ابو الحسن على بن ميثم رحمه اللَّه گفت : روز ديگر به ابو الهذيل گفتم كه خبر ده مرا از كسى كه اقرار كرده باشد بر نفس خويش به كذب و شهادت دروغ ، آيا جايز است شهادت او در آن واقعه بر ديگرى ؟ پس ابو الهذيل گفت : جايز نيست اين . ابو الحسن گفت : آيا نيستى تو عالم به اينكه انصار دعوى كردند امارت را از براى خود بعد از آن تكذيب كردند خويش را در اين واقعه و شهادت دادند بر خود به اينكه دروغ مىگفتند ، باز اقرار كردند به امارت از براى ابو بكر و شهادت دادند به امارت از براى او ، پس چگونه جايز است شهادت قومى كه تكذيب كردند نفوس خود را و شهادت دادند بر خويش به دروغ با آن چيزى كه اخذ كرديم ما از مذهب تو در اين باب ؟ ! گفت مرا شيخ رحمه اللَّه اين كلامى است مختصر در بيان ، و معنى اين بر سبيل ايضاح اينست كه هر گاه بوده باشد دليل كسى كه با ما مخالفت مىكند بر امامت ابو بكر اجماع مهاجرين و انصار بر امامت وى به گمان ابو الهذيل و ساير اهل سنت . و حال آنكه او اعتراف كرده است به بطلان شهادت انصار از براى ابو بكر ، از جهت آنكه اقرار كردند انصار بر نفس خويش به بطلان آن چيزى كه دعوى كردند كه آن استحقاق امامت ايشان است ، پس به تحقيق گرديده وجود شهادت انصار مثل عدمش يعنى لغو و بىفائده و باقى ماند شاهد بر امامت ابو بكر بعضى امت نه همه ايشان و باطل شد آنچه دعوى كردند اهل سنت از اجماع بر امامت وى . و نيست خلافى ميان ما و خصوم ما كه قول بعض امت حجت نيست بر آن چيزى كه دعوى كنند و اينكه غلط جايز است بر امت و در اينكه گفتم بطلان استدلال است بر امامت ابو بكر به آن چيزى كه دعوى كردند آن را قوم كه آن اجماع است و عدم برهان بر امامت وى از جميع وجوه .