ورزيده گمان كردند كه ايمان ابو بكر مقدّم بوده بر ايمان امير المؤمنين عليه السّلام . و استدلال مىكردند بر اين مذهب به احاديث ضعيف كه از خود بسته بودند .
و از جمله آن احاديث آن است كه روايت كردهاند طايفه مذكوره از ابو نضره « 1 » كه او گفته است كه تأخير كردند امير المؤمنين عليه السّلام و زبير از بيعت ابو بكر . پس ابو بكر ملاقات كرد با امير المؤمنين عليه السّلام و گفت تأخير كردى از بيعت من و حال آنكه من مسلمان شدم پيش از تو و ملاقات كرد با زبير و همين سخن را گفت . « 2 » و ديگر از آن احاديث ، ( 30 ) حديث ابو امامه است از عمرو بن عبسه كه او گفته است رفتم نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در ابتداى مبعوث شدن او به پيغمبرى و آن حضرت در آن وقت پنهان بود از مردم .
پس گفتم : كيستى تو ؟ در جواب گفت : من نبىام . گفتم : نبى كيست ؟ در جواب گفت : رسول خدا . گفتم : خدا تو را فرستاده است ؟ گفت : آرى . گفتم : به چه كار تو را فرستاده است ؟ گفت به اين كار كه عبادت كنى خداى عزّ و جل را و بشكنى بتها را و مهربانى كنى با خويشان . گفتم : خوب كارى است كه خداى تعالى تو را به آن كار فرستاده است ، آيا كسى متابعت تو كرده است در آنچه مىگوئى ؟
آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله گفت : آزادى و بندهاى يعنى ابو بكر و بلال . پس من مسلمان شدم و گفتم با تو بيعت مىكنم اى رسول خدا . و همين عمرو بن عبسه مىگفته است كه من در آن روز خود را چهارم مسلمانان مىديدم . « 3 » و ديگر از آن احاديث ، ( 31 ) حديث شعبى است كه او گفته است پرسيدم از ابن عباس كه در وقت مبعوث شدن پيغمبر اول كه مسلمان شد ؟ در جواب گفت :
ابو بكر بعد از آن گفت : نشنيدهاى قول حسّان را :
هامش
( 1 ) منذر بن مالك عبدى بصرى معروف به « ابو نضره » از تابعين است و در سال 108 هجرى قمرى وفات كرد . « ميزان الاعتدال » 6 / 515 .
( 2 ) « أنساب الاشراف » 2 / 267 .
( 3 ) « مسند احمد حنبل » 5 / 89 حديث شماره 16580 .