كردهايم از ذريّه آن حضرت عليهم السّلام ؟ پس اگر بگويند مذاهب آن حضرت آن است كه ما روايت كردهايم از او نه آنكه شما روايت كردهايد . و مىگوئيم به ايشان كه پس ما بنا بر اصل شما كه قرار دادهايد در انكار آنچه روايت كردهايد از آن حضرت ، مكابره مىكنيم ، يعنى علم ضرورى داريم به راستى آنچه شما روايت كردهايد از او عليه السّلام و عناد مىكنيم . پس اگر بگويند بلى ، مىگوئيم به ايشان بلكه شما علم ضرورى داريد به راستى آنچه ما روايت مىكنيم از آن حضرت و با ما مكابره و عنادى كنيد .
و اين سخنى است كه خلاصى و رهائى از آن ميسر نيست . و ببايد دانست وجهى كه ايشان مىگفتند از براى عدم علم ضرورى به مذاهب ذريّه امير المؤمنين عليه السّلام ، آن وجه نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام نمىشود ؛ زيرا چون امير المؤمنين عليه السّلام مقدّم بود بر فقهاى ايشان چگونه تواند بود كه قسمت كردن ايشان مذاهب آن حضرت را مانع شود از علم ضرورى به مذاهب آن حضرت عليه السّلام .
پس اگر بگويند عدم علم به مذهب امير المؤمنين عليه السّلام در فتوى براى آن است كه در ميان اقوال صحابهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله پراكنده بوده است ، مىگوئيم به ايشان كه شما خود انكار اين سخن مىكنيد ؛ زيرا روايت كردهايد از آن حضرت فتواهاى مخالف فتواى صحابه .
با آنكه بنا بر اين سخن كه گفتند واجب است معلوم نباشد مذهب عمر و ابن مسعود ؛ زيرا منقسم بوده در ميان مذاهب صحابه و اين سخن فاسد است و مضمحل بودن آن هويداست .
گفت شيخ - ادام اللَّه عزّه - اين سخن كه گفتيم صحيح است و مؤيّد آن است كه دانستن ما مذاهب جماعتى از معتزله و زيديّه و خوارج را كه اختيار مىكردند مذاهب صحابهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و تابعين و فقهاى بلاد را ( پراكنده بود مذاهب آن جماعت در ميان اقوال ايشان ) گفت شيخ مفيد - ادام اللَّه عزّه - ما ذكر كردهايم جواب از سؤال اول ايشان را در
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٧٦