؛ يعنى روزى كه مىگريزد هر مردى از برادر خود و مادر و پدر و زن و پسر و هر مردى از ايشان را در آن روز شغلى و محنتى است كه كافى است براى او . ( به حلال كسى ديگر نمىپردازد . و مراد به آن نيز روز قيامت است . ) شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد : آنچه ذكر كردم من ( از اينكه روز دراز نيست و ليكن بر ايشان دراز مىگذرد به سبب شدت محنت و كثرت بلا ) معروف است ميان اهل لسان چنان كه مىگويند :
« كانت ليلتى البارحة شهرا . » ؛ يعنى شب گذشته يك ماه بود ( يعنى برما مثل يك ماه گذشت ) .
و امرء القيس گفته است :
الا أيّها اللّيل الطّويل ألا انجلى * بصبح و ما الاصباح فيك بامثل
؛ يعنى اى شب دراز ، روشن شو به صبح ليكن صبح هم از تو بهتر نيست ( و اين كنايه است از شدت محنت او به نحوى كه روز نيز پيش او مثل شب تاريك خواهد بود ) .
فيا لك من ليل كأنّ نجومه * بكلّ مغار الفتل شدّت بيذبل « 1 »
پس تو به فرياد من برس از دست شبى كه پندارى ستارههاى آن را به ريسمانهاى محكم بستهاند . و « يذبل » اسم كوهى است . و ظاهر است كه شب در واقع دراز نشده بود ليكن دراز شده بود براو به سبب دلگيرى و آزردگى كه داشت او .
و عرب براى روز شرّ و بد مىگويد :
« هذا يوم اطول من عمر النّسر . » « 2 » ؛ يعنى اين روز درازتر است از عمر كركس .
هامش
( 1 ) « ديوان امرئ القيس » ص 117 .
( 2 ) در « مجمع الامثال » 1 / 512 چنين آمده است : « اعمر من نسر » عربها گمان مىكنند « كركس » پانصد سال عمر مىكند . لذا در چنين مواردى به اين ضرب المثل تمسّك مىكنند . ر . ك : « مجمع الامثال ميدانى » ذيل حروف « ع » .