به درستى كه غوايت همين نااميدى است در چيزى از چيزها بنا بر مفهوم لغت چنان كه شاعر گفته :
و من يلق خيرا يحمد النّاس امره * و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما « 1 »
هر كه ملاقات كند خير را حمد مىكند مردم حال او را . و هر كس نااميد شود ترك نمىكند هيچ ملامتكننده را يعنى همه كس ملامت او مىكند . پس غوايت به معنى نااميدى استعمال كرده . و خداى عز و جل فرموده است در آيه دين نزد ذكر شهود :
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
« 2 » ؛ يعنى قرض به كسى مىدهيد شاهد بگيريد دو شاهد را از مردان . پس اگر دو مرد نباشد يك مرد و دو زن هر كس را كه راضى باشيد به شهادت او تا اينكه اگر يكى از ايشان ضال و گمراه شود به خاطر او بياورد آن ديگرى . پس مراد اين است كه شاهد بگيريد تا اينكه اگر فراموش كنند يكى از ايشان .
پس ناميده است فراموشى را ضلال و گمراهى و اين معروف است در لغت .
و چون ثابت شد كه هر معصيتى غوايت است و هر فراموشى گمراهى مىگوئيم خداى تعالى فرموده است :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى
« 3 » ؛ يعنى قسم به ستارهها در وقتى كه غروب مىكند كه ضلالت ندارد صاحب شما ( يعنى محمد صلّى اللَّه عليه و آله ) و نه غوايت .
پس نفى كرده است از نبى خود جميع گناهان و همه اقسام نسيان را و اين ظاهر است براى كسى كه فكر كند در آن .
هامش
( 1 ) « الأغانى » 15 / 185 ، « امالى سيد مرتضى » 4 / 154 اين شعر از « ربيعة بن سفيان » معروف به « مرقّش اصغر » مىباشد . ولى خود سيد مرتضى آن را از « قعنب فزارى » دانسته است ر . ك : « أمالى » 2 / 32 .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 282 .
( 3 ) سوره نجم ، آيه 1 - 2 .