كسانى مخصوص است كه ما شمرديم . و حمل كردن قرآن در تأويل بر آنچه به آن حديث آمده است از حمل آن بر ظن و گمان بهتر است با آنكه خداى تعالى بر صحت آنچه ما گفتيم به مضمون اين آيه دلالت كرده است .
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ
خداى تعالى اراده كرده است از شما « رجس » را زايل كند ( و « رجس » چيز قذر را گويند ) .
و زايل كردن رجس نمىشود مگر به عصمت از گناهان ، از براى آنكه گناه بدترين رجسهاست .
( پس ثابت شد خداى تعالى ارادهء زايل كردن گناهان را از ايشان دارد و معلوم است كه ) مراد به اراده زايل كردن اين است كه زايل شده است از ايشان گناهان بالفعل و هرگز گناهى نكردهاند .
نه اينكه اراده كرده است ارادهاى كه به معنى خواهش است يعنى مىخواهد زايل كند و اگر چه زايل نشده باشد .
( چنان كه در امر مىگويند كه امر ، ارادهء فعل است يعنى خواهش و طلب آن ، مثل « اضرب » كه گويندهء وى خواهش دارد كه مخاطب بزند و طلب آن كرده ) .
خصوصا بنا بر مذهب من در اتّصاف خداى تعالى به اراده و اينكه فرق مىكنم ميان خبر از ارادهء در اين آيه و خبر از ارادهء در قول وى :
يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ
« 1 » و آيه :
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ
« 2 » ؛ يعنى خداى تعالى به شما نيكوئى اراده دارد و به شما بدى اراده ندارد .
( پس اراده در اين آيه به معنى خواهش است و در آن آيه به معنى اين است كه بالفعل واقع شده است ) .
زيرا اگر هر دو به يك معنى باشد براى مخصوص ساختن اين آيه به اهل بيت
هامش
( 1 ) سوره نساء ، آيه 26 .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 185 .