يكى نغز بازى كند روزگار * كه بنشاندت پيش آموزگار
ندانى چو گوئى كه دانا شدم * بهر آرزو بر توانا شدم
چنان دان كه نادانترين كس توئى * چو گفتار دانندگان نشنوى
كسى كو بود پاك يزدانپرست * نيازد بكردار بد هيچ دست
قسمتى از اين موضوع را در مبحث برزويه طبيب و بوزرجمهر خواهيم ديد .
ب ) اختلاط فرهنگ هندى و ايرانى -
چنان كه مىدانيم و معروف است بازى شطرنج از هند به ايران آمده است . همچنين از كتب هندى كه به پهلوى برگردانده شده است كتاب كليله و دمنه ( كليلك و دمنك ) مىباشد كه برزويه طبيب آن را از سفر هند به ايران آورده و به پهلوى ترجمه شده و تقريبا در همان ايام به سريانى و بعدا ابن مقفع آن را به زبان عربى برگردانده است . اين دو مطلب مىرساند كه انوشيروان چه تحولى در فرهنگ ايران ايجاد كرده است .
اما نتيجهاى كه از اختلاط افكار و عقايد يونان ( افلاطونيان جديد ) و ارتباط ايران با هند پيدا شد ، آنكه طب ايران مخلوطى از طب ايرانى و هندى و يونانى شد از آن گذشته ادبيات هندى نيز بر روى ادبيات ايران بىتأثير نبوده است .
فردوسى درباره دانشطلبى نوشيروان گويد :
انوشيروان پيوسته با موبدان و دستوران به بحث و فحص مىپرداخت و من باب مثال نكاتى چند از آنها را از شاهنامه اخذ نموده ، براى روشن شدن نظرات اين پادشاه ذيلا مىنگاريم :
* * *
يكى گفت سالار خاليگران * همىنالد از شاه و ز مهتران