عقايد مذهبى و فلسفى علاوه بر عدم تعصب ، آنكه مشربى وسيع نشان داده است . وى عيسويان را در بنگاههاى عامالمنفعه استخدام مىكرد . درباره وسعت مشرب وى كافى است بگوئيم پس از تأسيس شهر رومگان ، فرقه يعقوبى را اجازه داد كه براى خود جاثليق انتخاب كنند . ( از منابع مختلف )
چون سخن از علم دوستى و عدم تعصب و جمود خسرو به ميان آمد قطعهاى از شاهنامه كه پرسش موبد و پاسخ خسرو است ذيلا مىنگاريم :
چنين داد پاسخ كه : " مرد جوان * نينديشد از درد و رنج روان
" هرآنگه كه سال اندرآمد بشست * به پيش مدارا ببايد نشست "
چنين داد پاسخ كه : " بيم گزند * ندارد بدل مردم هوشمند "
" همان كس كه نيكى كند بگذرد * زمانه نفس را همىبشمرد
" چه بايد همه نيكوى را ستود * چو مرگ آمد و نيك و بد را درود ؟ "
چنين داد پاسخ كه : " كردار نيك * بيابد بهرجاى بازار نيك
" نمرد آنكه او نيككردار بود * بياسود و جان را بيزدان سپرد
" وز آنكس كه ماند همى نام بد * بآغاز بد بود و فرجام بد
بپرسيد : " كاهو كدامست زشت * كه از ارج دور است و دور از بهشت ؟ "
چنين داد پاسخ كه : " زن را كه شرم * نباشد بگيتى نه آواى نرم
" ز مردان بتر آنكه نادان بود * همه زندگانيش زندان بود "
باز فردوسى در پادشاهى انوشيروان گويد :
مياساى از آموختن يك زمان * ز دانش ميفكن دل اندر گمان
چو گوئى كه وام خرد توختم * همه هرچه بايستم آموختم