" همت مىدهد جام و هم آب سرد * شگفت آنكه كمّى نگيرد ز خورد
" سوم آنكه دارم يكى نو پزشك * كه علت بگويد چو بيند سرشك
" اگر باشد او ساليان پيشگاه * ز دردى نه پيچد جهاندار شاه
" چهارم نهان دارم از انجمن * يكى فيلسوفست نزديك من
" همه بودنيها بگويد بشاه * ز گردنده خورشيد و رخشنده ماه "
( شكل 135 ) جابر بن حيان و كيمياگرى ( از كتاب سليم عمار )
آنچه از افسانهها و روايات شرقى مستفاد مىگردد ، آنكه دخترى كه راجه هند به اسكندر هديه كرده است " دخترى زهرآگين " بوده است .