نگون شد سر نامبردار شاه * و زو بازگشتند يك سر سپاه
قاآنى گويد :
ناجوانمردى است چون جانوسيار و ماهيار * يار دارا بودن و دل باسكندر داشتن را
3 - ارسطو و اسكندر -
از موضوعاتى كه درباره اسكندر بايد دانست آنكه ، ارسطو معلم وى يك سلسله مراسلات درباره بهداشت جهت اسكندر نوشته و به صورت كتابى درآمده است . اين كتاب توسط يحيى بن بطريق يا ابن البطريق به عربى برگردانده شده است . از مراسلات اسكندر به ارسطو چنين مستفاد مىگردد كه تا چه حد ارسطو تعلق خاطر به اسكندر داشته است .
خلاصه آنكه اسكندر طى لشكركشى به ايران تمدن ايرانى و آثار زرتشت را از بين برد و جز ضرر و زيان چيزى در كشور ما ببار نياورد ، فقط بدون تعصب بايد گفت رخنه تمدن غرب را به آسياى مركزى و كشور ما و پاى اطباء يونانى و بالنتيجه طب يونانى را كه قبل از وى به ايران باز شده بود بازتر كرد .
4 - اسكندر در ايران -
اسكندر به سال 331 قبل از ميلاد مسيح ( ع ) در كنار رودخانه فرات در جنگ اربيل پادشاه ايران دارا را شكست داد .
اسكندر طبيبى داشته به نام فيليپوس
( Philipus )
كه همراه وى بود . وى اهل آكارنانيا
( Acarnania )
بود و مىگويند اين طبيب بيشتر عادت به تجويز دارو هاى سخت و سنگين داشته است .
مشهور چنين است ، وقتى اسكندر در اثر استحمام با آب گرم مبتلى به تب شد ،