آمده است ، براى ايجاد دو ديوار بزرگ جهت جلوگيرى از هجوم اين قوم ، نفت استعمال كرده است .
اسكندر در اين سفر سرزمينى ديد كه مردم آنجا نيمهتنشان مرد و نيمهتنشان زن بود .
فردوسى گويد :
" سوى چپ بكردار جوينده مرد * كه جوشن بپوشد بروز نبرد
سوى راست پستان بسان زنان * بسان يكى تار بر پرنيان "
5 - اسكندر و فتح هندوستان -
اسكندر در سال 328 ق . م . از هندوكش گذشت و به طرف هندوستان به لشكرگشائى و فتوحات پرداخت . وقتى در هندوستان سرگرم جنگ بود از يكى از راجگان هندى به نام كيد هدايائى دريافت داشت : اول يك دختر ، دوم جامى سحرآميز و سوم يك طبيب ، چهارم يك فيلسوف .
فردوسى شرح اين داستان را چنين مىفرمايد :
" بيامد فرستاده از نزد شاه * بكردار آتش بهپيمود راه
چو بشنيد كيد آن ز بيگانه جاى * بپردخت و بنشست با رهنماى
وز آن پس فرستاده را شاه گفت * كه من " دخترى دارم اندر نهفت
" كه گر بيندش آفتاب بلند * شود تيره از روى آن ارجمند
" كمند است گيسوش همرنگ قير * همىآيدش از دو لب بوى شير
" چو خامش بود كان شرم است بس * چو او در زمانه نديده است كس
" يكى جام دارم كه پر مىكنى * و گر آب سرد اندرو افكنى
" بده سال اگر با نديمان بهم * نشينى نگردد مى از جام كم