متأسفانه اين دسته بودند كه سرمش براى ديگران شدند و خداى ناخواسته طب تجارى و كسبى را باب نمودند .
من باب مثال متذكر مىگردم معروف است كه رازى عيالش را طلاق داد ولى به واسطه دستتنگى نتوانست مهريه وى را بپردازد و ابو القاسم كعبى به طعنه ويرا خطاب كرده گفته است : " تو كه ادعاى ساختن كيميا دارى چرا نتوانستى كابين زنت را بپردازى " ؟
مرحوم اديب الممالك فراهانى در اين باب در قصيدهاى بسيار شيرين چنين گفته است :
" گزيده قرن و رقيب معاصرش كعبى * كه بود يار وى اندر سر او در مكتب "
" به طنز و طعنه بد و گفت اى يگانه حكيم * مرا ز كار تو باشد به روزگار عجب "
" سه علم را شدهاى مدعى و در اين سه * خبر نباشدت از ريشه و فنون و شعب "
" نخست دعوى اكسير و كيميا دارى * كز آنت بهره نبينم بهيج روى و سبب "
" براى ده درم از مهر زن بزندانت * گشوده شد در اندوه و بسته باب طرب "
" برآمد از جگرت سوز و تلخكام شدى * ز ترشروئى آن نوعروس شيرينلب "
از اين قبيل حكايات زياد است .
رازى از آن دسته از اطباء بود كه به تمام معنى كلمه طبيب بود و بس و جز خدمت خلق خدا كارى انجام نمىداد . تمام عمر تهىدست بود با تمام آنكه قريب دويست و هفتاد و پنج اثر و تأليف از خود بيادگار گذارد ، كسى در دوران و پس از مرگش ثروت و اندوخته برايش سراغ ننموده است .
5 - آنكه بعضى از اطباء براى نيل به مقامات و مناصب ديوانى منتهاى جد و كوشش را نمودهاند يا آنكه بر اثر معالجات غريبه توانستند به دربار خلفا و سلاطين و امراء راه يابند و بالنتيجه از كار طبابت منحرف و به مقامهاى عالى رسيدند . در تاريخ كشور ما عموما اطبائى كه به صدارت رسيدهاند اول طبيب عادى سپس طبيب معروف . آنگاه