1 - به علم طب از نظر شرافت آن مايل بودند بدين معنى كه معتقد بودند كه هر علم و هنرى شرفى دارد كه طالبين براى شرف آن در پى كسب آن برمىآمدند .
2 - علم را از نظر علم و فضل مىآموختند يا به قول قدما علم را " من حيث هو علم و فضل " دوست مىداشتند . و بدينترتيب در حقيقت شائق و عاشق براى علم بودند .
درباره علم طب هم به شرح ايضا چنين عقيده داشتند كه بايد اين علم را آموخت از نظر آنكه آدمى عالم و دانشمند شود . براى رضايت روح و روان و تسكين خاطر به تحصيل مىپرداختند ، منتهى اگر طى اين مدارج مىتوانستند براى جامعه مفيد باشند امير اجر فوقالعاده نداشتند بلكه همين مفيد بودن براى جامعه جهت آنان بزرگترين اجر و پاداش بود . پس بهطور خلاصه " شرف علم " را مد نظر داشتند .
شكل 10 - ديوسقوريدوس و امتحان مهر گياه ( تاريخ طب مصور آمريكائى اتول . بتمان )
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 19
مساهمون: محمود نجم آبادى
صمقدمه ١٩