قرار مىدادند . اما شراب را بهترين خوابآور و عامل بيهوشى مىدانستند ، چنان كه در عمل رستمى ديديم از اين ماده براى بيهوشى استفاده شده است .
بنگ -
( Bangha )
نامش در اوستا آمده است و در آن دوران و پس از آن در دوران ساسانيان از آن استفاده مىشده است ( شرح آن ضمن گياههاى طبى مذكور افتاد ) .
داروى خوابآور - فيثاغورث در سياحتنامه خود گويد :
" به دستيارى ابار ( به ضم الف ميراخور داريوش ) داروى خوابآور به اسب داريوش داده مىشد " .
اما بنگ چنان كه گفته شد از تخم كانابيس انديكا
Canabis Indica
گرفته مىشود ، همان شاهدانه است كه سكرآور مىباشد ، طبق گفته هرودت از دانههاى آن در دوران ايران باستان استفاده مىگرديده است .
صاحب مخزن الادويه گويد كه " . . . چون از بزر البنج و افيون هر دو مساوى حب ساخته به قدر يك باقلا يا نخودى فروبرند خواب طويل آرد . . . " .
ممكن است داروى هوشبر كه در شاهنامه آمده است همين ماده باشد .
فردوسى مىفرمايد :
بفرمود تا داروى هوشبر * در افكند در جام مى چارهگر
بدادند و چون خورد بيهوش گشت * تو گفتى كه بىجان و بيهوش گشت
اما شراب از مايعاتى بوده كه كاملا براى بيهوشى استعمال مىگرديده است ، منتهى گاهى براى بيهوشى از گرد بنك داخل شراب نيز استفاده مىكردند .