( Kaiser Schnitt )
و انگليسى
( Caesarean Section )
گويند بليناس
( Pline )
از اين عمل درباره ژول سزار اشاره كرده است .
اما حق آن است كه در كشور ما اين عمل به نام رستم عمل و يا شكاف رستمى باشد چراكه نه فردوسى از زائيده شدن ژول سزار اطلاع داشته و نه طبيب بوده است ، بنابراين اگر ما ايرانيان آن را شكاف و عمل رستمى بخوانيم راه مبالغه و اغراق نپيمودهايم .
در عمل رستمى چنان كه گفته شد جميع اصطلاحات طبى ذكر گرديده است :
اول آنكه فردوسى مادر رستم را به عنوان زن آبستن بسيار خوب تشريح كرده و ناراحتىهاى زنى كه مىخواهد بار را به زمين گذارده خوب وصف كرده است .
دوم آنكه استمداد از جراح زبردست ( موبد ) كرده يعنى كار را بكاردان سپرده است ،
سوم آنكه به سيمرغ براى آوردن يك جراح ماهر و مست كردن مادر رستم و بيرون آوردن بچه از پهلو و شكافتن پهلوى مادر و دوختن آن قسمت از بدن مادر كه چاك داده بود دستور مىدهد ،
چهارم آنكه شكافتن پهلوى مادر رستم بدون رنج و درد و تابيدن سر بچه
( Verslon )
و بيرون آوردن بچه را بدون صدمه و آزار مادر متذكر شده است .
پنجم آنكه شرح بچه كه بهمانند هر بچهاى كه احتياج به عمل رستمى مىشود بيان مىدارد .
مضافا به اينكه طفلى كه قرار است پهلوان داستان باشد طفل عادى نبوده بلكه بسيار بزرگ و قوى بوده است .
اكنون ببينيم كه اصطلاحات فنى كه فردوسى در اين اشعار به كار برده از نظر عمل به چه نحو است :