پيش از ما بوى نبرد كه ما هميشه از پيش بوى بريم .
" فقره 22 - هوم به آن دليرانى كه در پيكار است تا زند ، زور و نيرو بخشد ، هوم بزايندگان ( به زنان زاينده ) پسران نامور ( و ) فرزندان پارسا دهد ، هوم بآنانى كه بميل در آموزش نسك ( اوستا مقصود است دوره آن بيست و يك نسك يا كتاب است ) نشينند تقدس و فرزانگى بخشد .
" فقره 23 - هوم به آن كنيزانى ( دخترانى ) كه ديرزمانى شوهر نگرفته نشستند يك شوهر پيمانشناس بخشد ، بمحض اينكه خواهش شود ( از آن خردمند ) .
" فقره 24 - هوم ( بود ) آنكه كرسانى ( يعنى ترسايا كليسائى كه دشمن دين و دوست ايرانيان شمرده مىشد ) ، كسى كه از حرص سلطنت خود مىناليد ( و ) مىگفت از اين پس آتربان در مملكت من از براى منتشر كردن آئين نگردد ، آنكه همه ترقى را درهم شكند ، همه ترقى را بميراند .
" فقره 25 - خوشا به تو اى هوم كه از نيروى خويش شهريار كامروا هستى ، خوشا به تو كه بسيار سخنان راستگفته دانى .
خوشا به تو كه از پرسيدن سخنان راست گفتهشده بىنيازى .
" فقره 26 - از براى تو فراز آورد مزدا نخست كمربند ( كشتى ) ستاره نشان مينوى ساخته شد دين نيك مزديسنى را اينچنين كمر بميان بسته هميشه هستى در سر كوه پناه و نگهدار گفتار ايزدى ( منتر ) .
" فقره 27 - اى هوم ، ( تو اى ) بزرگ جان و مال ، بزرگ ده ، بزرگ شهر ، بزرگ مملكت ، اى در تقدس دانشمدار ، نيرو و پيروزى ترا از براى تنم همىخواهم و گشايش بسيار رهاننده .
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص٢٢٤