مرا نخستين بار در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت ، اين پاداش به او داده شد و اين نيكبختى به او رسيد كه او را پسرى زائيده شد و آن جمشيد دارنده رمه خوب ( به معناى صفت خوب جمشيد است ) ، فرهمندترين در ميان مردمان زائيده شد ( و ) خورشيد - سان نگران ( يعنى خورشيد نگاه ) ، كسى كه در شهريارى خود جانور و مردم را نمردنى ساخت ، آب ( و ) گياه را نخشكيدنى ، خوردنى را خورش نكاستنى .
" فقره 6 - كه ترا ديگر بار ، اى هوم ، در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت كدام پاداش به او داده شد ، چه نيكبختى به او رسيد ؟
" فقره 7 - آنگاه به من پاسخ گفت اين هوم پاك دوردارنده مرك : آبتين مرا دوم بار در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت . اين پاداش به او داده شد ، اين نيكبختى به او رسيد كه او را پسرى زائيده شد ، فريدون ، از خاندان توانا .
" فقره 9 - كه ترا سومين بار اى هوم ، در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت ، كدام پاداش به او داده شد ، چه نيكبختى به او رسيد ؟
" فقره 10 - آنگاه به من پاسخ گفت اين هوم پاك دوردارنده مرگ : اترط ، سود خواستارترين سام ، سوم بار مرا در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت . اين پاداش به او داده شد ، اين نيكبختى به او رسيد كه او را دو پسر زائيده شدند ، او رواخشيه و گرشاسب آن اولى يك داور و قانونآرا . آن ديگرى يك زبردست ، جوان كيسور گرزور ( يعنى گيس و گرزدارنده كه از صفات مخصوص گرشاسب است ) .
" فقره 12 - كه ترا چهارمين بار ، اى هوم ، در ميان مردمان خاكى جهان آماده ساخت ، كدام پاداش به او داده شد ، چه نيكبختى به او رسيد ؟
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص٢٢١