به آهن ) متوسل مىگردند . اين مطلب را مخصوصا در دوران طب پس از ايران باستان خواهيم ديد كه آخرين درمان را داغ كردن با آهن مىدانستند " آخر الدواء الكى " .
بنابراين پيشينيان آنگاه كه از درمان با گياه و دارو و تلقين و امثال آنها عاجز مىماندند به كارد متوسل مىگرديدند .
درباره جراحى و صفات جراح نزد ايرانيان باستان اصول عقايدى بوده است كه اينك فهرستوار بدان اشاره مىشود :
( شكل 112 ) طرز تهيه روغن توسط داروساز ( گراور قديمى ايرانى - اقتباس از كاستيليونى )
اولا آنكه جراح ( مخصوصا در مكتب مزديسنا ) نمىتوانسته است به كار جراحى دست بزند ، مگر آنكه اهليت و استحقاق آن را داشته باشد . بدين معنى وقتى جراح
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص٢٢٦