روغن تربانتيس -
( صفحه 26 ترجمه كتاب يك روز از زندگانى داريوش ) .
روغن ميوه جنگلى -
يا روغن ميوههاى جنگلى كه از آنها نيز در كتب ايران باستان نام برده شده است .
زعفران
( Safran )
-
از اين ماده كه بر روى نان زده مىشده استفاده مىكردند ( ترجمه كتاب يك روز از زندگانى داريوش ، دكتر رضازاده شفق ) .
زنبق -
كه مخصوص امشاسپند امرداد بوده است ( يشتها ج 1 ص 96 ) .
زيتون -
از درختان و ميوههائى بوده كه در ايران باستان از ميوه و روغن آن استفاده مىكردند .
سپند ( اسپند ، اسفند ،
( Rue Sauvage ,
-
اسپند در بخور دادن استعمال مىگرديده است .
سداب
( Rue )
-
اين گياه نيز كه با اسپند از يك خانواده مىباشد ، در بخور دادن استعمال مىشده است .
سياهدانه
( Poivrette Commune )
-
اين دانه در غذاها به عنوان ادويه و چاشنى استعمال مىشده است .
سوسن - " در صحراهاى مجاور همه جا سوسن خودرو گل كرده و شوش را به نام خويش موسوم داشته ( آتنه مىگويد كلمه
Suse
بمعنى سوسن يا گل سوسن است ) ، بعضى اين اسم را به بيخ گياه شيرين طبى كه در زمينهاى ايران بسيار است و آن را سوس ( اصل السوس ، شيرينبيان ) مىخوانند نسبت دادهاند ( صفحه 14 ترجمه سياحتنامه فيثاغورث در ايران شادروان يوسف اعتصام الملك ) .
اين گياه مخصوص امشاسپند خورداده بوده ( يشتها ج 1 صفحه 96 ) .