تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

اشترك -

كه گم آمونياكال
( Gomme ammaniacale )
است و براى دود دادن و پلشت‌برى استعمال مىگرديده است .
بادرنجبوبه ( بادرنگبويه
( Melisse
- اين گياه كه منسوب به فرشته رام است در پهلوى واترنگبوى آمده است . اين همان گياهى است كه در مخزن الاوديه نام عربى آن مفرح القلب آمده و در ايران باستان استعمال مىگرديده ، ميوه آن بادرنك است . استاد ابراهيم پورداود در كتاب هرمزدنامه ، صفحه 71 ضمن بادرنك نگاشته‌اند : " در فصل 27 بند هش يادين آگاسى در پاره 23 آمده : " ميوه‌هاى ماتكور ( عمده ) سى گونه است . ده سرتك ( گونه ) ميوه است كه اندرون و بيرون شايد خوردن چون انجير ، سيب ، واترنك ، انگور ، توت ، امرود ( كومترا
Kumtra
- گلابى ) و جز اينها ، ده سرتك ديگر است بيرون شايد خوردن و اندرون نشايد خوردن ، چون خرما ، شفتالو ، زردآلو ، و جز اينها ، ده سرتك ديگر است كه اندرون شايد خوردن و بيرون نشايد خوردن چون بادام ، انار ، نارگيل ، پندك ( فندق ) ، شاه بلوط ، پسته و جز اينها . " بنابراين در ميان ميوه‌ها بادرنك ( واترنك
( Vatrang
آمده است .
بالنك
( Melon Medica , Citronier de Medie )
- فارسى آن ترنج ( اترج ) از اين ميوه توسط دانشمندان يونانيان نام برده شده است . " تئوفر است
Theofhrastos
( دانشمند يونانى سده چهارم قبل از ميلاد مسيح ( ع ) نامى از بادرنك برده است . طبق نگارش استاد پورداود ( كتاب هرمزدنامه صفحه 74 و 75 و 77 ) اين ميوه قبل از ساسانيان در ايران نام و نشانى داشته و در دوران هخامنشيان در سرزمين ايران بوده است و نزد يونانيان به نام سيب مادى