[ گياهان و نباتات داروئي و غير آن ]
اكنون مىپردازيم به گياهان و نباتات و آنچه در طب ايران باستان در كتب مذهبى و تواريخ و تذكرهها از آنها اسم برده شده است ، ( تا آنجا كه ممكن گرديده ) كه ضمن نام آنها خواص و موارد استعمال آنها را نيز متذكر خواهيم شد . اين صورت شامل گياهان طبى و غير طبى و بعضى از ميوهها و حبوب نيز مىباشد .
آب انار -
از انار و آب آن در كتب تاريخ بسيار اسم برده شده است .
آبنوس
( Ebene )
-
به نظر مىرسد كه اين درخت را ايرانيان باستان مىشناختند و در بخور دادن از آن استفاده مىنمودند . آقاى دكتر سهراب خدابخشى همكار محترم اورواسنا را آبنوس دانستهاند ( صفحه 59 كتاب پزشكى در ايران باستان ) .
آويش ( يا آبشن يا صعتر يا سعتر
( Marjolaine )
-
كه در سر سفره استعمال مىگرديده است .
ارزن -
از بقولاتى بوده كه از قديم آن را مىشناختند و از روزگاران كهن در ايران كاشت مىشده است . هردوت و گزنوفرن و بلنياس از آن در كتابهاى خود ياد كردهاند .
انقوزه -
Aesa Fetifda )
- اين ماده در سابق براى دود دادن استعمال مىگرديده است . از استرابو در كتاب جغرافياى خود نقل گرديده كه " در سرزمين ماد انقوزه مىرويد كه جهت دود دادن و درمان به قيمت نقره فروخته مىشود " .
اورواسنا
( Urvasna )
-
نام اين گياه مكرر در اوستا آمده است ، ما هم آن را ضمن فصل پلشتبرى متذكر گرديديم . اين گياه چنان كه سابقا آمد همان صندل
blanc )
يا
( Santal rouge
صندل قرمز و سفيد معروف است ( رجوع شود به فقرات اول و دوم باب هشتم ونديداد ) .