نظر خوانندگان بگذرانيم .
امر كشتن حيوانات و حشرات موذيه ( يا نابودى خرفستر
( Kharfastar
در ايران باستان بسيار مرسوم بود ، تا آنجا كه اين عمل را جزو ثوابهاى بزرگ محسوب مىداشتند .
كشتن مگس و ملخ و ساس و شپش و زنبور و سوسك و پشه و سن و گژدم و عنكبوت و سوسمار و موش و مار و وزغ و امثال آنها بسيار معمول بوده و ايرانيان علاوه بر پرهيز از آنان در نابوديشان نيز بسيار مىكوشيدند .
به همين نحو حيوانات درنده بهمانند پلنگ و شير و گرگ نيز به حشرات بالا اضافه شده كه علاوه بر اجتناب از آنها در دفع آنها نيز كوشا بودند .
در ونديداد باب اول فقره پنجم آمده است كه : " من كه اهورامزدا هستم در بهترين مكانها و شهرهائى كه آفريدم . . . . . . كه پايتختش سغد است ، هرآينه اهريمن قتال بر ضد آن در آنجا سن ( يا ملخ ) پيدا كرد كه تباهكننده جانوران اهلى و زراعت است " .
ايرانيان باستان درباره حيوانات موذيه معتقد بودند كه صاحب زهر مىباشند .
در ونديداد باب پنجم فقره سى و ششم چنين آمده است :
" وزغى كه بيش از يك سال مرده زهرش خشكيده و كسى را متاثر نمىكند " .
كشتن مار و كژدم به واسطه سم مهلكشان پيوسته در آئين زرتشت مجاز بوده است . در آئين آنان چنين آمده است : كسى كه با زن حائض نزديكى كند يكى از كفارههاى عملش آن است كه سه هزار مار و سه هزار وزغ و سه هزار موريانه را بكشد ( فقره هفتاد و سوم باب هيجدهم ونديداد ) . چنان كه قبلا هم تذكر داده شد عمل به اين كفاره اگرچه بسيار