قرار مىدادند و پس از مضى مدتى آلودگى و كثافت آن جسم بر طرف مىگرديد .
ب ) عوامل شيميائى : كه در طب ايران باستان به عنوان يوژداثرگرى استعمال مىكردند متعدد مىباشند و مهمترين آنها عبارت بودند از :
سداب
( Ruta Gtraveolens )
، اسفند
( Rue Sauvage )
يا سداب كوهى ، اورواسنا ، و هوگئون ، و هوكرته ، هداپنته ، اشترك ، مورد ، ميخك ، آويشن و شراب .
درباره محلهاى آلوده مخلوط يا جوشاندهاى از سير و سركه و شراب مىريختند و بدينترتيب ضد عفونى مىكردند .
اورواسنا
( Urvasna )
از جمله گياهان خوشبوئى بوده كه در ضد عفونى كردن فضاى مساكن و منازل و هوا استفاده مىكردند ، اين گياه همان صندل
( Santal rouge , blanc )
معروف است .
وهوگونه ( هوگون ، وهوگئن ) به ظن قوى كندر است كه از ضدعفونىكنندگان قديمى است ، ( يا كافور ؟ ) .
وهوكرتو همان عود يا داربو
( Bois d'Aloes )
مىباشد .
هداپنته ، چوب انار مىباشد كه استعمال مىگرديده است .
كافور نيز ضمن مواد خوشبو جهت بخور و دود دادن استعمال مىگرديده است .
اشترك
( Gomme ammniacale )
كه براى دود دادن و گندزدائى استعمال مىگرديده و چون اين ماده را بر روى آتش بريزند بخارهاى آمونياكى از آن متصاعد گرديده و براى اعمال بالا بسيار مفيد بوده است .
مورد
( Myrthe )
و ميخك
( Girofle )
به واسطه داشتن اسانسهاى معطر