و رفتار به او مژده داده است ( فقره هفتم باب سيزدهم ونديداد ) . همچنين ضربت به سگ پاسبان گله و سگ پاسبان محله و سگ بىصاحب و تولهسگ كه منجر به بيهوشى آنان گرديده و بميرند به ترتيب هزار و ششصد و هزار و چهارصد و هزار و دويست و هزار ضربه تازيانه كيفر مىباشد ( فقرات دوازدهم تا پانزدهم باب سيزدهم ونديداد ) .
ايضا براى سگ هار و غافلگير كه به انسان حمله مىكند ، مجازاتى براى سگ قائل بودند كه از نظر اهميت صدمه متفاوت بوده است . ( فقرات بيست و نهم و سىام باب پنجم ونديداد ) .
براى شخصى كه سگ غافلگير را نبندد و آن حيوان به انسان صدمه و زخم بزند به فردى كه سگ را نبسته مجازات و كيفرى قائل بودند ( فقره سى و يكم باب پنجم ونديداد ) .
اگر سگ غافلگير انسان را گاز گيرد و به انسان صدمه زند باز فردى كه سگ را نبسته مجازات و كيفر برايش قائل مىگرديدند ( فقرات سى و دوم تا سى و چهارم باب پنجم ونديداد ) .
اهميت سگ پاسبان گله و محله آنقدر زياد است كه در ونديداد آمده كه نبايد در خانه مزداپرست يكى از دو سگ را برانند و الا خانه محفوظ نخواهد ماند .
( فقرات چند از ونديداد ) .
خلاصه آنكه از مطالعه كتب دينى زرتشتيان و كتب و تواريخ و تذكرهها جمعا چنين استنباط مىگردد كه ايرانيان باستان حيوانات و حشرات موذيه را براى زندگى مزاحم و نابودى آنان را علاوه بر آنكه لازم مىدانستند ثوابى هم براى عامل اين عمل قائل بودند و برعكس آنان كه حيوانات اهلى و مفيد را مواظب بوده و محترم مىشماردند ،
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص١٩٦