طب ايران باستان بىاثر نبوده است .
اينان بهمانند هنديان حيات را وابسته به روح ( دم ) مىدانستند و معتقد بودند كه گوشت بدن را زنده نگاه مىدارد .
درباره درمان بيماريها اطلاعات آنها اگرچه بهمانند مصريها نبوده ولى طب اختصاصى خود را از دست نداده و همانطور كه تاكنون در آئين خود بسيار مؤمن و معتقد ماندهاند ، در مورد طب خود و درمان بيماريها نيز تعصب خاصى داشتند . اينان كبد را محل جميع امراض و دل را محل فكر و انديشه مىدانستند .
از جراحى و شكستهبندى اطلاع داشته و عظام را جا مىانداختند و از همه مهمتر ختنه مىباشد كه در آئين كليميها رائج بلكه از واجبات دينى بوده است و تاكنون نيز مجرى مىباشد .
تصور مىرود اولين قومى كه اين عمل را اجراء مىنمود و سپس به ديگران آموخته است كليميها باشند ( بعضيها ختنه را به مصريان نسبت دادهاند ) .
اما آنچه از خلال صحائف تاريخ درباره طب عبريها مستفاد مىگردد از تورات كتاب مقدس آنان است .
( شكل 51 ) ختنه كردن حضرت مسيح 4 - تابلوى موزه لور ( از كاستيليونى )
تاريخ طب در ايران ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: محمود نجم آبادى
ص٣٠