طب هندى وارد ساخته است و چنين به نظر مىرسد ، استفاداتى كه از طب چين براى كشورهاى آسياى مركزى و غربى حاصل گرديده باز مقدارى از آن توسط هندوستان شده است .
در چين همانند بسيارى از تمدنهاى قديمى ، جادوگرى و طبابت و روحانيت يعنى جادوگران و اطباء و كشيشان با يكديگر در درمان دخالت داشتند .
اصولا طب چين و خاور دور شباهتى با طب خاورميانه و خاور نزديك نداشتند .
سو
( Sou )
- حكيم بزرگ چينى تعاليم خود را بر تجربه استوار نموده بود .
چينيان براى استفراغ طريقهاى داشتند كه اشخاص را روى گاو گذارده و گاو را مىراندند و بدين نحو عمل استفراغ انجام مىگرفت .
مىگويند مؤسس يا پدر علم طب در چين شن لونگ
( Shen - Nung )
كه در حدود سال 2800 ق . م .
مىزيسته كتابى به نام پن تسااو
( Pen T'sao )
يا گياهنامه را تأليف نموده است .
به نظر مىرسد قديمىترين كتاب طبى است كه در علم طب تأليف يافته است .
پس از آن كتاب ديگرى كه به نام نىچينك ( شكل 48 ) تسميه تشريح توسط چينيها - تعيين جاى نبض در نقاط مختلفه بدن ( از كاستيليونى )