سر استخوان ران از كاويته ايتى لوواد « 1 » خارج شده و ممكن است به جلو ، به عقب ، به داخل ، به خارج و به پائين برود .
جرجانى عين اين پنج حالت را در كتاب ذخيره چنين مىنويسد :
بيرون آمدن مهرهء ران از حقه سرين بسيار افتد و گاه باشد كه بيرون آمدن از سوى زندرون افتد و گاه باشد كه به سوى بيرون افتد و گاه باشد كه از سوى پيش افتد و گاه باشد كه از سوى پس افتد و گاه باشد كه فروسوى آيد همچون بندگاه سردوش .
در اينجا ، از نظر علايم ، فقط حالت به داخل و به خارج آن را شرح مىدهيم :
در كتابهاى امروزى مىنويسند : « هر لوكساسيون « 2 » به داخل همراه با كشش « 3 » ران مىباشد .
در كتاب ذخيره مىنويسد : « اگر سوى زندرون افتد بندگاه بن ران دوتو نتواند كرد » . ( توضيح آنكه چون ران در حال كشش است بيمار نمىتواند ران را روى شكم بياورد و معنى « بن ران دوتو نتواند كرد » همين است )
علامت ديگر آن در كتابهاى امروزى چنين است : « در لوكساسيون به داخل ، سر استخوان ران به شكل برآمدگى گردن در جلو و زير فوليس « 4 » محسوس مىباشد » .
در كتاب ذخيره مىنويسد : « و بيغولهء ران آماسيده نمايد از بهر آنكه سر استخوان ران اندر بيغولهء ران آمده باشد » .
در حالتى ديگر كه لوكساسيون به خارج است ، در كتابهاى امروزى مىنويسند :
« در لوكساسيون به خارج پاى لوكسه را اگر با پاى سالم مقايسه كنيم كوتاهتر به نظر مىآيد » .
در كتاب ذخيره هم آمده است : « و اگر سر استخوان ران بيرون افتاده باشد آن پاى كوتاهتر بود » .
هامش
( 1 ) .Cavite eotyloide( 2 ) .Luxation( 3 ) .extension( 4 ) .Fulis