سنگ مثانه را معمولا ، از راه پرينه عمل مىكردند و تا اواسط قرن نوزدهم نيز جراحان اروپا مدتى پرينئال عمل مىكردند ، ولى چون پرينه از نظر اعمال جراحى ، ناحيهء حساسى است و عروق و اعضاى بنيادى ، از قبيل پروستات و غيره در اعماق آن ناحيه قرار گرفته است ، كه ممكن است درضمن عمل سنگ كليه ، از اين راه خطراتى متوجه بيمار شود ، بنابراين ، جراحان قديم با كمال احتياط و با مهارت تمام عمل مىكردند و برش را هم ، حتى الامكان كوچك مىدادند ولى چون گاهى سنگ بزرگ بود و از شكافى كه به وسيلهء برش در ناحيهء پرينه داده مىشد ، بيرون نمىآمد ؛ لذا يك قرن قبل از ميلاد مسيح ، براى اولين بار يك نفر جراح به نام آمونيوس « 1 » در مكتب اسكندريه به فكر افتاد كه وسيلهاى اختراع كند و آن را از شكافى كه در پرينه براى خارج كردن سنگ ايجاد مىكرد ، داخل مثانه كرده سنگ را گرفته ، دو تكه كند و قطعات را بيرون آورد . اين عمل را ليتوتومى « 2 » يعنى ، قطع كردن سنگ ناميدند و بعدا متخصصانى كه براى اين كار پيدا شدند به ليتوتوميوت « 3 » معروف شدند .
در اروپا هم طى چند قرن اخير ، اين عمل معمول بود تا اينكه در اوايل قرن نوزدهم ، بعضى از جراحان اروپا ، به علت اشكالات و خطراتى كه ليتوتومى داشت ، درصدد برآمدند براى اخراج سنگ از مثانه ، وسيلهاى اختراع كنند و آن را از مجراى ادرارى داخل مثانه كرده ، سنگ را گرفته خرد كنند و قطعات ريز آن را به وسيلهء ادرار بيرون بياورند . اين عملى است كه به نام ليتوتريتى « 4 » معروف شد و اكنون هم متداول است و چنانكه مىدانيم ، امروز سنگ مثانه را يا به وسيلهء ليتوتريتى و يا به وسيلهء تايل هيپو گاستوك « 5 » عمل مىكنند .
اولين كسانى كه در اوايل قرن نوزدهم چنين فكر جسورانهاى را در مغز خود خطور دادند ، عملا به مشكلات زيادى برخوردند و تا چند سال ، موفق نشدند وسيلهاى اختراع كنند كه بتوان آن را از راه اورترا [ ( پيشابراه ) ] ، داخل مثانه كرده و سنگ را به وسيلهء آن گرفته و خرد كرد . ناچار دانشمندان براى حل مسئله ، به فكر افتادند كه كتابهاى كهنه و قديمى را
هامش
( 1 ) .Ammonius( 2 ) .Lithotomie( 3 ) .Lithotomiote( 4 ) .Lithotritie( 5 ) .Taille hypogastuque