و باز در كتابهاى امروزى مىنويسند : « هر لوكساسيون به خارج توأم با اداكسيون « 1 » يعنى به طرف داخل رفتن عضو است » .
در كتاب ذخيره چنين است : « و زانو بدان ماند كه در قعر افقى است و زندرون شده » .
و باز در كتابهاى امروزى مىنويسند : « در لوكساسيون به خارج ، سر استخوان ران در زير عضلات ضخيم سرين قرار گرفته و اطراف آن متورم و دردناك است ، لذا بهخوبى تشخيص داده نمىشود » . ( ملاحظه مىفرماييد كه به مشكل بودن تشخيص اعتراف مىكند ) .
در كتاب ذخيره نيز آمده است : « سر استخوان ران اگر بيرون افتاده باشد بيغولهء ران اندر مغاك افتاده بود و برابر آن آماسيده از بهر آنكه سر استخوان ران از آن جانب آمده باشد » .
در مورد معالجهء اين لوكساسيونها ، يعنى جا انداختن سر استخوان ران به محل خود ، بهطور نمونه فقط يكى از آنها مثلا لوكساسيون به داخل را شرح مىدهيم :
در كتابهاى امروزى مىنويسند : « يك نفر كمك كرده و به قوت روى استخوان لگن خاصره تكيه مىكند كه لگن بىحركت بماند » .
و در كتاب ذخيره مىنويسد : « مردى قوى او را از اين سوى كه بيغولهء رانست گرفته دارد » .
و در كتب امروزى دربارهء طرز قرار گرفتن جراح چنين مىنويسند : « جراح پاى بيمار را در بهترين محلى كه براى عمل جا انداختن مناسب است به دست مىگيرد ، يعنى در محل زانو » .
و در كتاب ذخيره مىنويسد : « استاد ردّاد سر ران او بگيرد آنجا كه زانوست » .
سپس در كتابهاى امروزى مىنويسند : « براى عمل جا انداختن ، جراح بايد پاى بيمار را بكشد » .
و در كتاب ذخيره نيز از همين تعبير « و بكشد » استفاده شده است .
در مرحلهء بعدى در كتابهاى امروزى چنين مىخوانيم : « ران را به طرف داخل بچرخاند » .
هامش
( 1 ) .adduction