كليه قضايا و اكتشافات علمى را ندارد و لذا عدّه خيلى زيادى از اين قبيل داروها هماكنون موجود است كه ضررهاى آنها را محققان به تجربه دريافتهاند ولى در بازارهاى دارويى دنيا رواج كامل دارد . مثلا ، همين آدرنالين و افدرين با وجود ضررهاى فوق العاده زيادى كه براى آنها شرح داديم آنقدر شهرت پيدا كرده كه حتى در كشورهاى اروپا قبل از اينكه طبيب بيمار را ببيند و معاينه كند براى معالجه او تجويز مىكند .
در كتاب دايرة المعارف بزرگ و جديد پزشكى - جراحى ، در مبحث مربوط به معالجه آسم ، پس از اين كه ضررهاى داروهاى سمپاتومى متيك ( آدرنالين ، افدرين و غيره ) را شرح مىدهد ، اظهار تأسف مىكند و چنين مىنويسد : اكثر اوقات ، طبيب قبل از آنكه بيمار را ببيند ، اين قبيل داروها را تجويز مىكند .
به اين ترتيب ، فقط خدا مىداند كه شهرت خارج از اندازهء بسيارى از داروهاى مضر كنونى در حال حاضر چه خطرات عظيمى براى افراد بشر به بار مىآورد . ناگفته نماند كه يكى از اطباى قديم ايران ، مقدمهاى بر فصول بقراط نوشته است كه فقط دو جمله از آن را در اينجا نقل مىكنم و آن اين است :
طبيب اگر مريضى داشته باشد كه در تشخيص مرض او مشكوك باشد البته با اطباى دانشمند مجرب مشورت كند . اجتماع مرضى « 1 » را كمال طبابت نداند .
طبيب بايد روزى سه چهار مريض از روى دقت ببيند ، بعد در فكر آنها باشد تا روز ديگر .
به عقيده من علىرغم تمام تبليغات سويى كه از چندى به اين طرف ، مرتبا ، نسبت به همه چيز ايران شده و مىشود و دايما ايرانيان را نسبت به نژاد ايرانى بدبين كرده و مىكنند ، با اين همه ، هنوز هم اطباى اين كشور از اطباى ساير كشورهاى دنيا نسبت به بيماران خود دلسوزتر و علاقهمندتر و در معالجات خود دقيقتر هستند و اگر بىبندوبارى مختصرى هم وجود داشته
هامش
( 1 ) . [ مرضى : بيماران ]