مىدهد و بيش از اندازه طبيعى ، از حال تعادل خارج شده و عوارض ايجاد مىكند . مثلا ، هرگاه آدرنالين به مقدارى كه معمولا تجويز مىشود به شخص سالم تزريق كنيم ابتدا باعث انقباض عروق و سپس در نتيجه عكس العمل بدن ، توليد اتساع عروق مىشود ولى اين اتساع چندان زياد نيست و بدن در مدت كمى مجددا به حال عادى برمىگردد .
اما در شخص مبتلا به آسم كه تعادل دستگاه واگ و سمپاتيك او ناپايدار است ، آدرنالين ابتدا سريعا اثر كرده ، باعث انقباض عروق مىشود و به اين ترتيب ، ورم مخاط برنشها رفع شده و اسپاسم برنشها نيز مرتفع مىشود و راه ورود و خروج هوا باز مىشود ولى پس از رفع اين تأثير اوليه ، عكس العمل سوء آن بروز مىكند ، عروق متسع شده و ورم بيش از مقدار اوليه مجددا توليد مىشود و اكثر اوقات ، ترشحات بلغمى غليظ و لزج در داخل برنشها و برنشيولها به وجود مىآيد . اين ورم و ترشحات ، به منزلهء خار محركهاى تأثير كرده و به طريق رفلكس باعث تشنج عضلات حلقوى برنشيولها و عضلات تنفسى مىشود يعنى ، حمله آسم را به وجود مىآورد . اينجا است كه مؤلف مىگويد داروهاى آسم ، خود مولد آسم هستند . در اين حال ، ناچار ، بايد باز آدرنالين استعمال كرد . استعمال مجدد آدرنالين ، عينا ، همين وضعيت را توليد و ادامه مىدهد و اين امر كه به منزلهء يك حلقه مضر « 1 » محسوب مىشود ، باعث طولانى شدن و شدت و وخامت مرض مىشود و عوارض و خطر ايجاد مىكند .
بنابراين ، آدرنالين و افدرين اگرچه نفع عاجل و فورى دارند ولى ضرر آنها ، به مراتب بيشتر است بلكه در حقيقت خود آنها استعداد حملات بعدى آسم را زيادتر مىكنند .
هامش
( 1 ) .Cercle Vicieux