مىشود و ضعف قلب به نوبهء خود مانع از بهبودى آسم مىشود بنابراين ، حلقه مضر و خطرناكى به وجود مىآيد .
و چون معلوم شد كه ضعف قلب مانع از بهبود بيمارى آسم مىشود و سير آن را طولانى مىكند ، مىگوييم كه افدرين ضعيفكنندهء قلب است و باعث شدت و وخامت آن مىشود و علت آن تأثير مستقيم بر روى شرايين قلب و انقباض آنها است « 1 » .
3 . در كتاب پاتولوژى پزشكى تأليف بزانسون ، جلد 3 ، چاپ 1949 ، صفحه 268 آمده است : كانتونه ، ژاكلن و سالينياك تصريح كردهاند كه تجويز مكرر و متوالى داروهاى سمپاتيكومى متيك ( يعنى ، آدرنالين و افدرين ) به علت اختلالات قلبى و عروقى و ترشحى كه ايجاد مىكنند بىضرر نيست و در حقيقت خود اين داروها مولد آسم هستند .
بسيار ، جاى تأسف است كه در قرن بيستم با وجود اكتشافات شگرف دانش پزشكى ، داروهايى براى معالجه بيماران به كار مىبرند كه خود آنها مولّد مرض است و براى اينكه خوانندگان عزيز ، كيفيت بروز اين اختلالات را دريابند مىگوييم كه بدن مبتلايان به آسم ، غير از بدن شخص سالم است . در بدن شخص سالم تعادل و پايدارى بين عمل اعصاب واگ و سمپاتيك موجود است . هرگاه ، يكى از اين دو دستگاه موقتا و به علتى از حال تعادل خارج شود دستگاه ديگر خودبهخود تحريك مىشود و بدن را به حال اوليه برمىگردانده و تعادل را حفظ مىكند ولى مبتلايان به آسم تعادلى ناپايدار دارند ، به اين معنى كه هرگاه يكى از اين دو دستگاه تحريك شود دستگاه ديگر عكسالعمل نشان
هامش
( 1 ) . اين مطلب در كتاب درمانشناسى ، تأليف ريشوو هازار( Richaud et Hazard )، چاپ 1943 ، صفحه 769 با اين عبارت نوشته شده است :" Les doses fortes ou les doses faibles repetees se montrent depressives pour le Coeur "