سابقا اشاره كرديم كه حيوانى را كه بدنش را بقطران الوده نموده باشند و بدين واسطه جلد نفوذناپذير كرديده از اين راه تنفّس نتواند نمود و مانند اشخاصى كه منع تنفّس رئوى انها را نموده باشند از برودت و اختناق دركذرند و علىهذا يكى از اعمال جلد مداخلهء در اثار تنفّس و احتراق و بدان واسطه تاثير در نفس حيات مىباشد و اين عمل عمدهء جلد زياده و نقصانى پيدا نكند جز با زوال تعادل حيات كه انهم باعلى درجه خطير مىباشد پس تنفّس كامل از ريتين چون غير كافيست بايد جلد را نيز به عمل درآورد تا بوساطت افزايش تبديلات بخاريه عمل احتراق را تكميل نمايد چه شعلهء حيات بدون ان ضعيف و مشرف بانطفاء و هلاكت است ايا عمل جلد منحصر به همين دو باشد يا عمل سيّمى هم از براى ان هست كه اهميّتش به همان ميزان ولى مركّبتر از انها است و براى آنكه منتظما مجرى شود بايد بدن باعلى درجهء صحت باشد و ان عمل عبارتست از تنظيم و تعديل حصول حرارت و حفظ دائمى ان بدرجهء واحده و طرز عملى كه بدان واسطه جلد اين عمل صعب را بجا مىآورد من باب توضيح ذيلا مىنكاريم قريب چهار تا شش كرور غدد در جلد موجودند كه بر سبيل استمرار رطوبت خود را كه در شبانهروز قريب بچهارده سير مىباشد بسطح بدن مىريزند و در انجا رطوبت مزبوره لاينقطع ببطؤ بخار كردد و موجب تبريد بدن شود
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص١٤٦