تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
معده دوم بر جگر سوم بر سپرز چهارم بر قعر معده پنجم بالاى ناف اگر مريض قوى بود يكبارگى وَ إِلّا به تفاريق .

طريق تعريق

بورهء ارمنى به روغن بابونه آميخته بر بدن طلا نمايند يا نمك باريك سوده با پيه نر گاو آميخته و يا زراوند طويل و مدحرج به روغن بان يا روغن غار ضم كرده يا دارچينى و سليخه و قصب الزيره به روغن سوسن مخلوط ساخته از اينها هر كدام كه به هم رسد طلا نمايند كه در تعريق و نشف آب اثر نيك دارد و نشستن در آفتاب و حمام خشك و در تنور نيم گرم كه سر بيرون داشته باشد نيز معرق است .

طريق اندفان

بايد كه مريض دراز بخسبد و بر بدن او يك ريگ نيم گرم اندازند چنانچه تمام بدن را درپوشد سواى سر ليكن ريگ بسيار گرم نباشد و در مقدار هم بسيار نبود و غلطيدن در ريگ گرم نيز مفيد بود .

طريق استعمال شير شتر در امراض كبد و طحال .

بدان كه از جمله شيرهءا شير شتر در ازالهء استسقا و تفتيح سدد و تحليل اورام صلب باطنى و خلط غليظ كائن در كبد و دفع يبوست جگر و ضيق النفس و امراض طحال خاصيتى عظيم دارد و با وجود اين همه منافع غذاى ابدان ضعيفه مىشود و انعاش قوى مىنمايد و عاديت اخلاط مىشكند و تعديل آن مىكند و اخراج زرداب به اسهال و ادرار مىنمايد و به سبب كثرت مائيت و قلت جنبيت خود به مجارى نمىچسبد و آن را بند نمىكند و به باعث شدت امتزاج دهنيت آن از مائيت جدا نمىشود و از اين جهت گرم و رقيق و مائل به شوريت مىباشد و به جميع انواع استسقا و اكثر امراض جگر بالخاصيت و به اخراج مائيت سودمند بود اما هر گاه با امراض جگر و طحال تب باشد شير زنهار نبايد داد . و ايضا در ابتداى اورامى كه آئل به استسقا است اصلًا ندهند و همچنين تا مرض مستحكم نشود دادن شير جائز نيست زيرا كه قبل از استحكام اسهال چيزى از مائيت نمىكند و ضعيف مىگرداند و كذلك استعمال شير شترى كه بعد زائيدنش تا چهل روز نگذرد و شير شتر زائيدهء بعيد العهد نيز خوب نيست و بهترين اوقات دادن شير ميانه يا اول زمستان است و شتر اعرابى جهت اين كار بهتر است . بالجمله هر گاه ارادهء استعمال شير شتر كنند پس بگيرند مادهء شتر جوان صحيح البدن كه بعيد العهد از زائيدن نباشد و چهل روز از زائيدن او گذشته باشد و اول هفت روز پيش از شروع شير بايد كه مادهء شتر را به خوردن چيزهاى ملطف و مدر و مسهل مثل قيصوم و شيح و كرفس و باديان و كشوث و كاسنى و عنب الثعلب و امثال آن اشياى مناسبهء هر مرض حسب حرارت و برودت مزاج مريض داده باشند . و گويند كه در آخر روز آرد جو با تخم كرفس و باديان و افسنتين آميخته خورانيده باشند پس روز هشتم وقت صبح شتر را نزد بيمار طلبيده ظرفى را خوب شسته خشك نموده به آتش گرم كرده در آن شير بدوشند و كف آن دور كرده همان وقت گرم گرم بنوشند و سرد شدن ندهند بلكه اگر از پستان بنوشند بهتر بود و از چهار دام شروع نمايند و سه روز بر همين قدر اكتفا كنند و با يك توله شكر يا شربت بزورى يا شربت دينار يا گلقند تنها يا ديگر مركبى مناسب مثل دبيد الورد و دواء الكركم و دواء اللك و كلكلانج و ديگر سفوفات و اقراص مناسبه حسب حاجت اضافه نموده بخورند و بعضى عسل چهار مثقال در شير داخل كرده و سنبل الطيب نيم مثقال سوده بر آن پاشيده مىدهند . و مىگويند كه اگر اين قدر سنبل الطيب و عسل گرمى كند يكى از آن هر دو ساقط كنند و از دوم نيز قدرى كم داخل نمايند و كذا در وزن ديگر دواى مركب كه همراه شير مستعمل شود تقليل ورزند و بعد سه روز از استعمال شير هر روز يك يك دام بيفزايند چون هفت هشت روز افزوده شود باز بر مقدارى كه رسيده باشد تا سه چهار روز توقف نمايند هر گاه دريافت كنند اين قدر شير خوب هضم مىشود باز بيفزايند و باز همين عمل كنند . و اگر بعد هفتم همراه شير اين سفوف گاه‌گاهى بدهند فائدهء كثير مشاهده گردد عصارهء غافث غاريقون نرم سفيد تربد سفيد گل سرخ هر واحد يك ماشه ريوند چينى سناى مكى هليلهء كابلى از هر يك دو ماشه كوفته بيخته سفوف سازند جمله يك خوراك است . و اين سفوف نيز در جميع انواع استسقا جهت اخراج مائيت مجرب است ريوند خطائى تربد مفيد هر يك شش ماشه پوست هليلهء زرد سه ماشه غاريقون سفيد دو ماشه زنجبيل دو ماشه سفوف ساخته شكر سفيد برابر همه آميخته هفت ماشه با شير بدهند . الحاصل شير را تا بست و يك روز به دستور زياده كنند پس توقف كنند بر وزنى كه رسيده باشند بعده هر روز كم كنند به طورى كه زياده كرده‌اند . و گويند كه تا به يك رطل نهايت دو رطل رسانند و در اكثر امزجه تا سه رطل هم گوارا مىشود . و بعضى گويند هر قدر كه معدهء مريض هضم كند و قادر بر تحليل آن بود توان داد تا در آروغ طعم شير ظاهر نگردد ترك نبايد كرد . و اگر مزاج قوى باشد تا چهل روز افزون هم مناسب است . و اگر مزاج تحمل اين قدر نداشته باشد هر قدر كه در بيست و يك روز رسانيده باشند بر همان قدر مستمر باشند يا كم و زياده به حسب طاقت به عمل آرند . و اولى آن است وقتى كه دريابند كه اضافه نمودن شير بر قدرى كه رسيده باشد ضرر مىكند پس بر همان قدر مواظبت نمايند . بالجمله زيادتى وزن شير و مقدار استعمال آن بيست و يك روز تا چهل روز و زياده از آن موقوف بر رأى طبيب است . و بدانند كه هر گاه شير شروع كرده شود در غذا كم بايد كرد و هر روز كه شير زياده نمايند در مقدار غذا قدرى تقليل نمايند تا اينكه يك وقت شير و يك وقت غذا مناسب استعمال كرده شود . و بعضى گفته‌اند كه در ايام استعمال شير در سه روز اول از غذاى روزينه قدرى كه به جاى مقدار غذائيت شير تواند شد كم كرده شود و بعد سه روز كه به حسب حاجت و تحمل مريض در مقدار شير افزوده مىشود همين قسم از غذا كم كرده به جائى رسانيده شود كه يك وقت طرف صبح عوض غذاى روزانه همان شير باشد و به وقت شب از غذاهاى