تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
و ادويهء موضعيه براى آن نافع تر است و رحم بالطبع به چيزهاى خوشبو ميل دارد و از اشيباى بدبو نفرت دارد همچنان كه جگر ميلان به شيرينى دارد و از تلخى تنفر و هر گاه به سبب استفراغ كثر امعا ضعيف شود به مجاورت آن در رحم نيز ضعف راه يابد . و چون اثفال در امعا جمع شود رحم را ايذا رساند و رگهاى رحم و رگهى پستان با هم مشاركت دارند در مراق زير پستان لهذا در بعضى امراض رحم جهت امالهء وضع محاجم زير پستان مقر كرده‌اند و در امراض رحم حقنه و فرزجهء بهتر از مسهل بود و ادويهء فرزجه را به صوف آلوده نهند تا رحم را الم نرساند و جرم رحم نسبت به امعا سختتر و قليل الحس است بناء عليه امالهء ماده امعا به طرف آن جائز داشته‌اند و تا ممكن بود در جرم رحم دسيتكارى به آهن نكنند . و اگر در بعضى امراض آن حاجت به فصد و حجامت افتد پيش از نوبت حيض كنند تا به سبب اجتماع و استفراغ ضعف و فتور در قوت راه نيابد و اكثر امراض زنان به جماع زائل گردد و در اراض رحم جهت تنقيهء ايارات نيكو است اخراج هر ماده كه مطلوب باشد مطابق آن بدرقه نمايند و سكنجبين بزورى يا فغواه الصبع جهت تنقيهء رحم از فضول بلغمى سفيد . و انطاكى گويد كه اين فرزجه در سائر امراض رحم تجربه كردهام اشق جندبيدستر هر واحد يك درم زعفران دارچينى هر واحد نيم درم عنبر نيم قراط در مرض بارد در آب سداب حل كنند و در حار به لعاب اسپغول و حمول كنند . و مبرودات رحم مثل شيرهء مغز تخم كدو و مغز تخم هندانه و عنب الثعلب و خشخاش و بنفشه و نيلوفر و شربت انها و ماء الشعير شرباً و ضماداً مجرب است و آب كاسنى به غايت نافع و لهاب اسپغول و لعاب بهدانه شرباً و ضمادا و حقنتاً و فرزجهء عاج يك جزو صدف نيم جزو گل ارمنى ربع جزو آب كاسنى مجرب است . و مسحنات ماء البزور حار و ماء الاصول و فقاح اذخر و ابهل و انجير و حلهء نانخواه و كاشم و صعتر و دارشيشيعان و زنجبيل و سداب و پودينه و مردوميعهء سائله و حلتيت و نخود و عسل شرباً و ضماداً و قرماناً و ساذج هندى و اكليل الملك و سنبل و سليخه و دارچيسنى و جوزبوا و خيربوا و عود و اظفار الطيب و بسباسه و قرنفل و قسط و زعفران و عنبر و مشك اكلًا و تكميدداً و حمولًا و دواء المسك و فلاسفه و كمونى اكلًا و روغن قسط و زنبق به زعفرا و مشك و اشق و حلتيت احتقاناً . و مرطبات آن چه در مبردات گذشت و شير تازه و فالوده و اسفيدباج چرب شرباً و روغن كدو روغن بنفشه و رون نيلوفر و مغز ساق بقر و گوزن زر و شير زنان طلا و حقناً ئو شرب شير صبح و روغن كنجد وقت خواب و خوردن پياز بريان مجرب نوشته و حمول مغز ساق گاو يا كوهان شتر به سفيدهء بيضه به غايت نافع . و مجففات آن چه در مسخنات مذكور شد و بخور قسط و اظفار الطيب و حمول گلنار و پوست انار كذا صندل به آب آس و اين دوا اكلًا و حمولًا مجرب است افسنتين يك جزو و مازو و گلنار كهربا هر واحد نيم جزو و قرومانا تخم پياز گل ارمنى هر واحد ربع جزو براى خوردن به عسل بسشند براى خمول به آب آس و صوف و شبت آن سه درم است

اوجاع رحم

اكثر اين درد را خاصرتين و كنج ران و ساقين و پشت و عانه و حجاب و معده و سر و خثوصاً وسط تارك سر شريك باشد و گاهى وجع رحم به سوى وركين منتقل شود و بعد مدت ده ماه در آن مستقر گردد و سببش يا سوء مزاج مختلف يا رياح ممد و يا رطوبات محدث رياح بود و گاهى وجع او از اورام و ديبله و قرحه و سرطان و بثور رحم و ناصور آن و اجتماع آب در رحم و نفخهء رحم و انقلاب آن و شقاق و ميلان رحم و يا از كثرت جماع و يا كبر ذكر عارض شود و گاهى در ايام حيض و گاهى بعد ولادت حادث گردد .

طريق تشخيص اسباب مذكوره :

بايد كه اولًا حال وجود مرضى از امراض مسطوره دريافت كنند پس هر مرضى از امراض مذكوره كه موجود بود سببش همان مرض باشد و الا نوع سوء مزاج از تشخيص اقسام آن كه مذكور شد معلوم كنند . و اگر آثار سوء مزاجى مدرك نگردد و سببش تقدم كثرت به جماع يا عظم ذكر يا قلت حيض يا تقدم ولادت باشد علاج اگر سبب وجع مرضى از امراض مذور باشد به علاج آن پردازند . و اگر سوء مزاج بود حسب آن مبردات و مسخنات و غيره كه مذكور شد استعمال نمايند و به قول انطاكى در حار ابتدا به فصد كنند و مبردات نوشانند . و اگر ساكن نشود حقنهء رحم به مثل آب كاسنى و ماء الشعير و شورباى ماكيان فريه و شحوم و لعابات نمايند و در بارد تنقيهء خلط غالب كنند پس به ماء العسل حقنه سازند و
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 658 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )