تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
محلله بود و گاهى در اين نيز استعانت به داغ مىكنند درد نازل به بستن رباط بود و اما تحليل مجتمع به ضمادات استسقائى و مانند آن بود منع مادهء او به استفراغ و تعديل غذا باشد و اخراج او به ادويهء مفرقه به قوت و به عمل حديد بود . خضر گويد كه اين مرض به نمىشود مگر آنچه در صبيان حادث شود به ندرت و به هر حال علاج كنند تا زياده نگردد به ترك امتلا و غيره كه در قول شيخ مذكور شد و ريحى و مائى ترياق و مثروديطوس مجرب است و استعمال سفوف اصول سفوف حاكى و سفوف فتق و كمونى و سنجرينيا نافع و آنچه بهر فتق صبيان مجرب است اين است كه ربع ورم پشم خرگوش به اندك مشك و عسل بخورانند . انطاكى گويد كه ابتداى مطلق فتق را چيزى بهتر از گرسنگى و قطع اسباب سابقهء مذكور و بستن شكم و تقليل شرب و شوربا و جماع و خواب بر رو نيست . مير عوض مىنويسد كه در كودكان درست شدن فتق و شق ممكن است و در غير ايشان غرض از معالجهء محافظ است از آنكه زياده نشود و ارباب اين علت را بايد كه نخستين از حركات قويه و بلند كردن آواز و مجامعت خاصهء بر امتلا و خوردن طعام‌هاى غليظ و بادناك و فواكه احتراز نمايند . و گويند كه هر چند اين مرض متعذر البرء است اما اگر در ابتدا به معالجهء آن پردازند از زيادتى باز ايستد و به آفات ديگر نه انجامد از اينجا است كه گوينده واجب است كه اقدام نمايد مريض به معالجهء اين مرض و امروز را به فردا نيفگند خصوص وقتى كه در دو دو جانب بوده باشد پس اكثر ريم كند آن موضع و بعده سياه و فاسد شود و از آنجا پس روده برآيد و مريض را بكشد به سبب كثرت درد و امعا و فساد و هضم و شخصى را اين مرض حادث شد و او ملاحظه از امتلا و حركات و جماع نمىكرد پس صفاق بشگافت و به جز جلد باقى نماند و بعده از آن موضع خراج برآمد و از اندرون بكشاد و عليل از فساد ريم مر اعضاى حوالى را هلاك شد پس از مثل اين بى اعتداليها حذر واجب است و انداختن حلقهء نقره و غيره اجساد در گوش محاذى مرض در ابتدا لجميع اقسام اين مرض كثير المنفعت است و كذلك داغ انگشت پا از جانب محاذى علت . و بايد كه دائم جبيت نرم دارند و به قول گيلانى از اين دوا بسيار ستوده و فتق را خيلى سودمند است پشم خرگوش هشت درم شونيز از ورد مكد چهارده درم گل سرخ شازده ورم عسل كف گرفته هشت اوقيه يعنى پنجاه ورم بگيرند پشم از مواضع مختلفهء جلد خرگوش و خوب سحق كنند و از عسل كف گرفته مع باقى ادويه آميزند و به آتش ملائم بپزند تا آنكه قوام او غليظ گردد و هنگام خواب در حالت خلو معده از غذا خورده باشند .

علاج فتق معائى و ثربى

بايد كه به امعا و ثرب نازل را به آهستگى و نرمى از دست باز گردانند . و اگر باز نگردد آب گرم بر آن ريزند و مريض را در آن بنشانند تا كه خصيه نرم گردد پس باز گردانند و بالايش اين ضماد قابض و مشد و نهند مصطگى انزروت كندر جوز السرو و برگ آن اقاقيا گلنار دم‌الاخوين مر مكى شب يمانى صبر ابهل حضض همه مساوى در سريش و غرى السمك كه در آب عنب الثعلب گداخته باشند سرشته بر لته كشيده بگذارند و ضماد عجيب كه در قول بو على سينا خواهد نيز معمول است و به رفاده محكم بندند و تا سه روز بسته دارند و مريض بر پشت افتاده ماند تا عائد نشود و پيوسته به رفاده بسته دارند و بهترين علاج آن است كه اول از دست رو كنند بعده كرهء آهنى به بندند و مدام جوارش كمونى و معجون حب الغار و فلاسفه ميخورده باشند و از سائر حركات و صدمات قويه اجتناب نمايند و خوردن اطريفل صغير يك توله با عرق عنب الثعلب ده توله و ضماد جوز السرو و عنب الثعلب گل خطمى سريش هر يك چهار ماشه كوفته بيخته به شير گاو پخته قدرى روغن بيدانجير داخل كرده نافع بود . و اگر درد شكم بسيار بود مصطگى يك ماشه سوده به گلقند دو توله سرشته بخورند بالايش عرق باديان عرق عنب الثعلب هر يك پنج توله بنوشند باز انيسون يك ماشه سوده باديان يك ماشه سوده افزايند بعده فصد كرده منضج از باديان گل سرخ هر يك چهار ماشه بيخ باديان بيخ كاسنى عنب الثعلب گل بنفشه هر يك شش ماشه انجير زرد سه دانه انيسون سه ماشه و غيره جوشانيده گلقند سه توله حل كرده بدهند و بعد سه چهار روز مغز فلوس شش توله روغن گاو شش ماشه افزوده مسمل دهند و جوز السرو و شب يمانى پوست انار ترش مازو سبز جفت بلوط قشار كند در غرى السمك صمغ عربى طراثيث قرظ مورد كوفته صمغ را در آبى كه اندران اشق حل كرده باشند حل كرده يا ديگر ادويه آميخته ضماد كردن از مجربات حكيم اكمل خان است . و گويند كه اين ضماد دستورالعمل است براى طبيب در علاج فتق حضض مكى ريوند چينى عصارهء لحية التيس هر يك نيم درم مازو سبز گلنار فارسى جوز السرو و كندر راتينج هر يك يك درم گل قيموليا گل قبرسى خرنوب بنطى پوست انار حب الآس سك برگ مورد هر يك ثلث درم صبر مرصا فى اقاقيا سيريش غرى السمك هر يك يك نيم درم شياف ماميثا سك چينى كه دوائى است شبيه برامك