تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
پوست خشخاش و كاهو افزايند . و ايضا در ابتدا برگ گشنيز سبز و مكوه و كاسنى و كاهو هر يك هفت ماشهء صندل سفيد و گل ارمنى و شياف ماميثا و گشنيز خشك و تخم كاسنى هر يك سه ماشه ضماد كنند و اين ضماد رادع در ابتداى اورام خصيه و ذكر بعد تنقيه مستعمل و از تأليف والد حكيم علوىخانى است صندل سرخ گل ارمنى شياف ماميثا حضض مكى بوش دربندى گل قيموليا گل شاموس حجر اليهود و سنگ سر ماهى آرد باقلا به آب عنب الثعلب آب برگ حنا آب كاسنى سبز آب گشنيز تازه آب كاهو آب كوكتار سركه آب كدو تازه سرشته ضماد نمايند . و اگر در آخر زمان تزايد در اين ضماد بيضهء سنگ پشت و گل بابونه و اكليل الملك داخل كنند بهتر است و اين ضماد براى ورم و درد خصيه نيز معمول است گل خطمى گل خبازى اكليل بابونه هر واحد چهار ماشه آرد باقلا يك توله تخم كثف شش ماشه روغن گل روغن بابونه هر يك سه ماشه به آب گشنيز سبز يك توله گلاب دو توله خمير كرده نيم‌گرم ضماد نمايند و ضماد گل خطمى آرد جو آرد باقلا مهرا پخته با زردهء بيضهء مرغ و قدرى صبر زرد و نيز مفيد است و اين طلا نيز معمول و مجرب است گل قيموليا عنب الثعلب آرد جو گل خطمى سفيد گشنيز تر همه را در روغن گل و زردهء تخم مرغ و سركه و اندكى زعفران طلا نمايند . و اگر گل ارمنى و آب گشنيز تازه در هاون رصاص خوب حل كنند تا قوت رصاص بگيرد پس قدرى روغن بنفشه آميخته طلا نمايند به قول حكيم على در اين باب مستعمل اهل خراسان است . و ايضا آرد جو عنب الثعلب گل ارمنى در آب مكوه سبز سائيده ضماد كردن معمول است و بعد يك دو روز اكليل الملك اضافه كنند . و ايضا بهدانه عناب سپستان در عرقيات جوش داده شربت بنفشه داخل كرده بخورند و عنب الثعلب بابونه گل خطمى اكليل الملك هر يك پنج ماشه افيون زعفران هر واحد يك ماشه جدوار دو ماشه به آب گشنيز سبز سوده ضماد نمايند . و ضماد گل خطمى اكليل الملك بابونه آرد جو كوفته بيخته به شير گاو پخته روغن گل آميخته براى ورم و سوزش نافع است .

اقوال حكما :

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد واجب است كه فصد نمايند و اطلاق طبيعت كنند و خصوصاً به چيزى كه از اسفل استعمال نمايند پس اگر حمولات استعمال كنند نفع عظيم نمايد و جذب ماده به سوى مقعد كند و گاه بعد فصد رگ دست به فصد دوم از صافن احتياج شود . و بايد كه رعايت جانب وجع كنند و فصد از طرف او گيرند . و اگر درد در هر دو خصيه باشد خون به حسب واجب از هر دو دست برآرند و مىبايد كه تخفيف غذا كنند و گوشت و مانند آن ترك نمايند و تدبير لطيف فرمايند و اولا بر عضو پارچه در سركه و گلاب و در لعابات و عصارات بارده تر كرده سرد نموده بنهند . و چون در ازدياد شروع كند مثل اين اضمده و اطليه استعمال نمايند بگيرند آب عنب الثعلب و آب كدو و آب نى تر خاصهء و آب كاسنى و آرد جو و باقلا و اندكى زعفران و روغن گل و به كار برند . و ايضا برگ كاكنج و آرد جو و آرد عدس . و ايضا برگ نى و آرد باقلا و روغن گل و از آنچه تجربه كرده‌ايم اين است آرد باقلا و بنفشه سوده هر دو مساوى مثل حلوا بپزند و ضماد نمايند . و اگر حرارت و درد مفرط باشند احتياج به اختلاط مثل برگ بيخ يا روادعات افتد . و اگر در آن قدرى صلابت بود و از زمانهء ابتدا تجاوز بين كرده باشد بايد كه به چيزى كه در آن قوت انضاج باشد تدبير نمايند و اقرب منضجات از درجهء ابتدا آرد باقلا و بابونه و خطمى به لعاب تخم كتان و ميفنتج است . و ايضا آرد جو به عسل و آب . و ايضا برگ كرنب پخته به آرد جو و زردهء بيضه و روغن گل و اما چون احتياج به تحليل شود و تزيد بايستد پس مجرب نيكو اين است كه مويز منقى و زيرهء سياه هر دو بسايند و به طلا يا ماء العسل پخته ضماد نمايند و يا برگ كرنب و حلبه هر دو پخته و يا آرد باقلا و مويز منقى و زيره در شراب ممزوج پخته و يا آرد جو به سرگين گاو در سركه مع اندك خانهء زنبور و قدرى آب عنب الثعلب و يا خاكستر خستهء خرما و خطمى مساوى به سركه سرشته و يا خاكستر كرنب به سفيدهء بيضه يا زردهء آن و يا بيخ خيار و شتى به شراب عسل و بيخ سوسن كوفته مثل مرهم سوده و يا مويز منقى پنج جزو و مغز حبة الخضرا در آب جوشانيده يك نيم جز و زيره يك جزو كرنب نه جزو صمغ صنوبر سه جزو به عسل سرشته . و ايضا براى ورم مع قروح چرك نقره در زيت بپزند تا به قوام آيد بعده موم در ايتنج بر آن انداخته بردارند . و ايضا علك البطم و اشق مساوى روغن سوسن و روغن گاو به قدر كفايت . و ايضا بيخ حبق بسويق . و ايضا حلبه و بزر كتان به آب و عسل . و ايضا ورودى شراب كهنه مع سويق . و ايضا آنچه در ورم بارد بيايد . و ايضا كه براى ورم محتاج به نضج و براى بارد و ريحى قوى است بگيرند نخود سايه و مويزج يك يك جزو عقارب سوخته يك جزو ضماد نمايند و ريختن اندك روغن زنبق در احليل اين را و ورم بارد را خاصهء نافع است و كذلك تعليق