تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
بست دانه نشاسته دو توله هر سدا در آب شيرهء كشيده بر آتش ملاءم بپزند و نبات به قدر حاجت و مسكه قدرى در اثناى پختن داخل كنند و پيش از فرود آوردن ثعلب مصرى بهمن سفيد شقاقل هر يك دو ماشه هر سه را خوب سائيده داخل كنند و بخورند و حلواى موچرس كه مقوى باه و پشت و گرده و دماغ و دل است به نسخه ذكائى و حلواى خصيته الثعلب از تصرفات حكيم علوى خان كه در تقويت گرده و آلات تناسل بى نظير است و نيز نافع بود

دوائى كه در اكثر امزجه مناسب است

[ صفت آن ]

نيم پياله گلاب و مثل آن عرق بيدمشك بر آتش ملائم نهند تا به جوش آيد اندك قند سفيد اضافه نمايند چندان كه شيرين شود پس پنج عدد زرده تخم مرغ بر پارچه سفت ريخته اندر آن بيفشارند كه قطره قطره بچكد و به قاشق بر هم زنند تا مثل حريره شود اندك دارچينى و بيخ بنفشه كوفته بر آن پاشيده به دستور قهوه ميل نمايند كه در تقويت باه و امساك به غايت سودمند است

[ سفوفات و عرقيات ]

سفوفات و عرقيات سفوف كه مقوى است

[ صفت آن ]

عنبر اشهب يك توله مصطكى موصلى سفيد ثعلب مصرى طباشير هر يك چهار توله نبات هم وزن ادويه كوفته بيخته از شش ماشه يك توله بخورند

سفوف تأليف حكيم اكمل خان كه براى قوت باه و امساك و تقويت اعضاى رئيسه گرده و مثانه بى نظير است

[ صفت آن ]

گوند كتيرا گلنار صندل سفيد طباشير نشاسته موچرس خارخسك پرورده مائلين قلعى كشته هر واحد چهار ماشه كهرباى سوده مصطكى گل ارمنى ثعلب مصرى شقاقل لسان العصافير پكهان بيد مايه شتر اعرابى لووهگجراتى هر يك سه ماشه سنبل الطيب دو ماشه تودريين بهمنين هر يك نه ماشه پوست بيخ مولسرى پوست پنج گنچال پوست پنج جهربيرى پوست بيخ كيكر پوست بيخ سنكاهولى سنگها حاره خشك هر يك پنج ماشه دانهى الايچى خرو شش ماشه كوفته بيخته برابر آن نبات سفيد آميخته يك توله با آب سرد بخورند

سفوف كه مفرح و منشط و مبهى و ممسك است

[ صفت آن ]

مغز بادام مقشر مغز پسته بريان مغز آنجكك بريان مغز چلغوزه بريان خصيته الثعلب دارچينى خولنجان بسباسه بهمنين شقاقل ابريشم مقرض هر واحد يك مثقال دانهى هيل نيم مثقال زعفران يك و نيم دانگ مشك خالص عنبر اشهب ورق طلا ورق فقره هر واحد يك دانگ چرس اعلى دو مثقال نبات سفيد پنج مثقال كوفته بيخته مسفوف سازند شربتى نيم دانگ تا يك درم

عرق سينبهل كه بسيار مقوى و مبهى و مشهى است

[ صفت آن ]

گل سينبهل در سايه خشك كرده برابر آن گل سرخ و همان قدر گل هندى و نيمه آن گل جنبيلى با هم مخلوط كرده مثل گلاب بچكانند

عرق گزهل مبهى و مقوى اعضاى رئيسه و به غايت عجيب و غريب

[ صفت آن ]

گل گرهل نيم پاد بسباسه قرنفل ثعلب مصرى دارچينى بهمنبين هر يك يك دام كشمش نيم پاو نبات نيم پاو آب باران دو آثار ادويه را جوكوب نموده در شيشه كرده سه چهار روز در آفتاب نگاه دارند كه خوب جوش خورد پس بكارند

عرق چوب چينى مقوى جميع اعضاى رئيسه و باه و نسخه حكيم مسيح الزمان است

[ صفت آن ]

چوب چينى دارچينى صندلين هر يك پاو سير مويز و كشمش هر يك يك آثار الايچى گلان عود هندى هر يك پاو سير قرنفل دو مثقال مشك يك مثقال گلاب ده آثار آب پنج آثار آب بيخ آثار به طريق معمول عرق كنند و عرق چوب چينى نسخه حكيم ارزانى نيز مجرب است

عرق جزر تأليف مؤلف قتباس

[ صفت آن ]

زردك از پوست و استخوان پاك كرده پنج آثار برگ گاو زبان سعد كوفى ساذج هندى سليخه خولنجان سنبل الطيب اندرجو شيرين كهيلى كهيلا قرفه دارچينى نار قيصر اسارون وج تركى شقاقل قاقله كبار قرنفل بهمنين گل سرخ بوزيدان تودريين هر سه توله خصية الثعلب هفت توله مويز و منقى يك آثار برگ ريحان برگ نعناع برگ ترنج سبز هر يك دو قبضه مشك عنبر هر يك سه ماشه به دستور عرق كشند شربتى نه توله

عرق منشى به جهت تقويت باه و خفتان به تجربه رسيده

[ صفت آن ]

قند سياه يك من پخته پوست مغيلان دوازده سير در خم كرده آب مشك بر آن ريخته به سرگين اسب دفن نمايند . و چون بسد عرق كشند در مقدار بيست آثار بعد از آن درونج دانهى هيل بوزيدان هر يك دو توله بهمنين شقاقل خولنجان دارچينى هر يك پنج توله ثعلب مصرى ده توله ابريشم خام پاو آثار گل گاو زبان نيم آثار غنچه گل سرخ يك سير زردك پنج آثار ادويه نيم كوفته و زردك ورق ورق كرده داخل نموده عرق بكشند و يك توله عنبر در دهن بيچه بندند

ديگر منشى به جهت قوت باه و تقويت دل و دماغ و تحسين لون مجرب حكيم شريف خان صاحب است

[ صفت آن ]

كشمش يازده آثار قند سياه يك من آب زردك چهار من آمله نيم سير در خم اندازند هرگاه برسد يكمين يك‌آتشه بكشند و نيم آثار دارچينى يك شبانه روز در آن تر كرده شير گاو دو نيم آثار فانيذ دو آثار انداخته بست و دو آثار دوآتشه بكشند بعد از آن دارچينى نيم آثار و نبات سه پا و انداخته سه شبانه روز نگاه دارند و بعد از سه روز صاف كرده در شيشه پر نموده و بعدد و هفته خورده باشند كه در كثرت نفع حكم شراب انگورى دارد و يك مرتبه كه در اين نسخه پوست هليله زرد دو نيم آثار اضافه نموده