تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
بعد از آن محللات ريح و حب مقل و سفوف نافع ريح البواسير ريح كبد را نيز مفيد است

وجع كبد

درد جگر حادث مىشود يا از سوء مزاج مختلف در ناحيهء غشاى او و يا از ريح ممد غشا و يا از سدد و يا از اورام حاره يا صلبه بهر آنكه ورم بارد بلغمى وجع كمتر حادث كند و يا از ضربه و جراحت و يا از حصات و رمل و يا از شرقه و يا از حركت اخلاط چنانچه در بحرانات و يا از ضعف كبد كه احتمال غذا نكند و غشاى او از آن ايذا يابد و يا از حركات مواد بحرانى كه ثقل و وجع در نواحى كبد از آن پيدا گردد و از تبثر سطح كبد و دبيله آن نيز پديد آيد . و بدانند كه وجع شديدتر نباشد مگر از ورم حار شديد و يا از ريح غليظ پس اگر تب نباشد و وجع شديد بود سببش ريح باشد و لهذا چون تب در وجع ريحى ظاهر گردد و تحليل ريح كند چنانچه بقراط گفته . و ايضا بقراط در رساله قبريه ذكر كرده كه چون وجع در كبد با حكهء شديد در قمحدوه و مؤخر رأس و ورم در هر دو ابهام پاى عارض شود و در قفا بثور شبيه به باقله ظاهر گردد مريض در روز پنجم قبل از طلوع آفتاب بميرد و هر كه را اين علت ظاهر گردد عسر بول شديد با تقطير بهم رسد به سبب آفت در عضلهء مثانه . شيخ الرئيس گويد : مىتواند مائيت خفيفه اول در بول مندفع شود و به وجهى از وجوه در اطراف نافذ گردد پس به مرارت و بورقيت آن حكهء شديد حادث شود . و تشخيص اسباب اين مرض چنان كنند كه اولًا دريافت بايد كرد كه وجع روز بحران واقع شده يا نه اگر در همان روز باشد سببش حركت اخلاط و مواد بحرانى بود و الا علامات امراض مذكوره يعنى ضعف جگر و سده و نفخه و شرقه و ورم و ضربه و جراحت و رمل و حصات معلوم كنند اگر آثار مرضى از اين امراض يافته شود سبب وجع آن مرض باشد و الا علامات سوء مزاجات به طريقى كه در تشخيص امراض جگر از سوء مزاج مسطور شده دريافت كنند پس نشان هر سوء مزاجى كه مدرك گردد سببش همان باشد . و ايضا وجود التهاب و تشنگى و خشكى دهن و زردى رنگ و رنگينى بول و بعد از آن شروع ذوبان جگر و خروج صفرا بد بو و غليظ يا براز و عروض قى مرارى و بطلان اشتها و عطش شديد و تب سخت در آخر بر سوء مزاج حار دلالت كند و درد نرم در جگر و تهبج وجه و اجفان و ورم اطراف و سفيدى لب‌ها و بعد مدتى لحوق اسهال و تب دليل سوء مزاج بارد است علاج اگر به سبب سوء مزاج يا ضعف جگر يا سدد يا ريح باشد علاج هر واحد مسطور شد . و اگر به سبب شرقه يا حصات يا ورم جگر يا ضربه بود علاج آنها جدا جدا بيايد . و ايضا اگر به سبب سوء مزاج حار باشد مداومت به ماء الشعير عوض آب چندانكه ممكن باشد و آب تربوز با شكر و لعاب اسپغول با قند سفيد و طباشير به آب سرد و ماء القرع به آبغوره و ماء الخيار و آب عنب الثعلب و آب كاسنى و كاهو و خرفه و سكنجبين و آب سرد بر ناشتا و در آنجا كه تليين طبع مطلوب باشد آلو بخارا و تمر هندى با نبات سودمند است و همچنين ترنجبين و خيارشنبر به ادويهء مذكوره و آب سرد ناشتا بنوشند و غذا بقلهء يمانى و قطف و اسفاناخ و كاهو و شاخ چقندر به سركه و روغن گل و بيضهء مسلوق و عدسيه دهند . و اگر حاجت به تقويت باشد لحم دراج و ماكيان و ماهى كوچك شديد البياض بدهند و از شراب شيرين و اغذيهء حاره و توابل پرهيز كنند و تضميد جگر به ضماد گل سرخ ده درم صندل پنج درم بنفشه خطمى هر يك سه درم زعفران كافور هر يك دو دانگ موم مصفى روغن گل به قدر كفايت كنند و ضماد خرفه به روغن گل و كذا اسپغول در آب سرد تر كرده به روغن گل آميخته و كذا روغن گل و موم مصفى و آب عنب الثعلب و آب كاسنى و لعاب اسپغول و آرد جو نيز مفيد بود و بيخ اثل كوفته در سركه پخته و مغز تخم كدو و حضض مكى و عذبه شرباً و ضماداً و شرب او در سركه جوشانيده و طباشير و عصارهء كاسنى و بيخ زرشك در سركه پخته و مغرهء عراقى هر واحد مفيد وجع حار كبد است . و اگر به سبب سوء مزاج بارد باشد جهت تنقيه وقت خواب شب از ايارج فيقرا يك درم و غاريقون يك درم حب ساخته به آب نيم گرم دهند و يا حب غافث بخورانند و صبح اين مطبوخ بنوشانند هليلهء سياه هليلهء كابلى آمله غافث افسنتين انيسون لك ريوند چينى بسفائج مويز منقى عناب از هر يك به قدر كفايت جوشانيده به عمل آرند بعد از آن اين ماء الاصول به روغن بادام شيرين و تلخ چند روز دهند پوست بيخ كبر بيخ كرفس و باديان و بيخ اذخر و بيخ سوسن آسمانجونى و لك و ريوند و مصطكى فوه و حلبه و مويز منقى به قدر حاجت جوشانيده صاف نموده به قدر دو اوقيه با روغن بادام سه درم و يا هر دو روغن با سه اوقيه آب مطبوخ حلبه بدهند و بعد هر سه روز مطبوخ مذكور بنوشند مگر آنكه هر روز اجابت زياده از يك مجلس گردد پس به مقويات جگر مثل قرص لك و قرص ريوند و قرص افسنتين و دواء الكركم و اثاناسيا تقويت دهند . و اگر سبك‌تر خواهند سنبل سه درم افسنتين دو درم كوفته بيخته به عسل سرشته استعمال نمايند و به آرد ترمس و جعده و فوه و تخم كرفس و انيسون و بيخ سوسن و سنبل الطيب و فراسيون و بادام تلخ و اكليل و بابونه و گل سرخ بر جگر ضماد نمايند و دواى جالينوس بدهند و ضماد افسنتين سوده به روغن گل و موم گداخته آميخته و كذا بهى را در طبيخ افسنتين پخته نافع و ضماد سنبل و مرهم قردمانا و ماليدن روغن قسط و خوردن دواى جنطيانا و قرص زرشك حار و قرص فنجنكشت و قرص غافث