بعضى مفتحات و يا حدت خون محترق پس اصلا مرتكب حبس اين خون نشوند .
و چون به سبب ضعف درد ساقين و دوران سر پديد آيد و برداشتن چشمها به سوى آسمان دشوار بود و خانهء چشمها درد كند پس حابسات خون كه در اسهال كبدى نوشته شد به كار برند .
و غذا خفيف سريع الهضم مانند پلاو بچهء مرغ و شورباى آن و بزغاله به نان تنورى بزوردار صبح و شام دهند .
و بالاى آن نمك سليمانى ماشه و يا جوارش مصطكى مركب دريا انوشداروى لؤلؤى جدوارى علوى خان چهار ماشه خورانند و جهت امالهء ماده بايد كه نخستين رگ صافن زنند و يا باسليق گشايند پس حابسات دهند .
و اين قرص مقل قابض مخترع من نافع پوست هليلهء زرد و بليله و آمله هليلهء سياه همه به روغن بادام بريان اندرجو حضض مكى هر يك يك درم كهونگه سوخته بهوج پتر سوخته مقل ازرق هر يك دو درم حب الآس صمغ عربى گل ارمنى هر يك يك مثقال به آب گندناى سبز دو پهر كهرل نموده اقراص سازند شربتى دو درم با شيرهء الايچى كلان چهار عدد و باديان نه ماشه .
و اين حب تيواج حكيم كبير على خان مفيد و در بواسير خونى و ريحى مكرر به تجربه رسيده پوست تيواج خطائى حضض نگركوتى اتيس اندرجو تلخ برگ سنا هليلهء سياه ناگليسر هر يك دو درم كوفته بيخته به عسل آميخته حبها سازند به قدر يك ماشه و يك صبح و يكى شام بخورند با عرق گاو زبان هفت توله .
و اين حب مؤلف بسيار مفيد است طباشير دانه هيل اتيس رسوت نگركوتى نارمشك هليلهء سياه بريان مقل مكى اندرجو تلخ پوست كرا كهربا بسد صدف هر دو سوخته هر يك هفت ماشه كوفته بيخته به آب گندنا دو پاس كهرل كرده حبها به قدر نخود ساخته ورق طلا پيچيده دو عدد بخورند .
و اين حب نيز مفيد اتيس اندرجو تلخ رسوت نگركوتى نتربالا پوست كرا صمغ عربى بريان هر يك دو درم .
و حب حكيم اكمل خان نافع ذرب و مطلق اسهال و سفوف حكيم شريف خان بهر اقسام اسهال و سفوف لؤلؤى علوى خان نيز حابس خون بواسير است .
و اين آبزن نافع برگ قنب برگ زيتون برگ نيب برگ انار هر يك پاؤ آثار حلبه گل خطمى مكوه بزر البنج عذبه هر يك سه توله .
و دواى حكيم على كه در حابسات مذكور شد با تخم بارتنگ دو درم آميخته به رب مورد دو توله و گلاب نيم پاؤ بخورانند .
و چون از كثرت اسهال خروج مقعد و ورم پيدا شود و درد غلبه كند اين آبزن به كار برند برگ انار سبز و زيتون و به بول و بنگ و پنبهء باغى هر يك پاؤ آثار پوست مغيلان پوست خشخاش پوست انار ولايتى هر يك نه توله بزر البنج برزكتان حلبه عدس مسلم عذبه گلنار مكوه هر يك چار توله برگ ياسمين نه توله در روزى سه چهار بار به عمل آرند .
و اين دوا دهند حضض مكى استخوان انسان سوخته برگ حناى خشك هر يك يك ماشه در بالائى جغرات يك نيم توله بليسند و غذا پلاؤ بچهء مرغ و بنوماش با جغرات دهند و يا نان ثريد به شورباى چوزهء مرغ .
و اگر از اين تدابير حبس نشود تركيب خوردن جغرات و حب سرخ و سبز و غيره و تركيب گوشت گاو كه در اسهال معدى رطوبى در قول صاحب اقتباس گذشت به عمل آرند .
و گويند كه اگر سه برگ كرنب گرفته ثابت بجوشانند و ريشهء آن دور كرده بسايند و زردى بيضه و مرداسنگ يك مثقال و زعفران يك دانگ و افيون نيم دانگ اضافه كرده حل كنند تا مثل مرهم گردد و نيمگرم طلا نمايند در تسكين درد بواسير مجرب است .
و تبخير برگ عشقه كه آن را به فارسى ارفك گويند در تخفيف ثآليل بواسير مجرب و استنجا به آب سرد مضر و محدث ريح البواسير است .
و اگر با بواسير وجع مفاصل باشد سورنجان نافع بود چنانچه ابن بيطار گفته كه آن را در نفع بواسير باطنى و وجع مفاصل خاصيتى است بايد كه نيم درم از آن بگيرند و سائيده به روغن غنم سرشته در پنبه بگيرند و به شب حمول نمايند كه در دو شب اصلاح آن نمايد و به شب سوم حاجت نيفتد كذا قيل فى حاشية شرح الاسباب .
و گويند كه اگر گندهك و لوبان هر واحد يك جزو باريك سائيده ميعهء سائله يك جزو در روغن سرشف و روغن كنجد سياه و روغن السى هر يك دو جزو بر آتش گداخته فرود آرند و قسط تلخ پوست بيخ كبر پوست بيخ كتير اسبند هر يك يك نيم جزو سائيده آميزند و بر مسه طلا كرده باشند خشك شده بيفتد .
و حكيم على گويد اگر خواهند كه بواسيرى را مسهل دهند اين دارو بدهند پوست هليله تخم كاسنى هر واحد يك مثقال باديان تخم كرفس هر يك نيم مثقال مجموع يك شربت است كم و زياده هم مىتوان كرد و اكثر اساتذه به اصحاب بواسير مسهل نمىدهند و علاج به مرخيات و ملينات مىفرمايند مگر به ضرورت مسهل در ماء الجبن با هليلجات گاهى مىدهند .
با وجود اين بعد مسهل بواسيريان را بر همگى طبيعت مىشود و براى رفع قبض ايشان تراكيب استعمال هليلهء مربى و اطريفل مقل ملين و اطريفل صغير و حب مقل ملين با مزلقات معمول است مثلًا هليلهء مربى با لعاب اسپغول يا لعاب ريشه خطمى يا هر دو بدهند يا با لعاب بهدانه و اسپغول مسلم .
ديگر مصطكى و مقل يم يك ماشه سوده به اطريفل يك توله سرشته بخورند و بالايش مويز منقى ده دانه گاو زبان چهار ماشه جوشانيده گلقند يا نبات داخل كرده دهند .
ديگر اطريفل صغير با لعاب ريشه خطمى لعاب اسپغول عرق باديان گلاب شربت گاو زبان با شربت بنفشه تخم ريحان دهند .
ديگر خميرهء بنفشه با گلقند سرشته بخورند و بالايش آب كاسنى سبز مروق يا شيرهء تخم كاسنى گلاب عرق كاسنى عرق عنب الثعلب شربت گاو زبان بالنگو پاشيده بنوشند .
ديگر اطريفل صغير خورده لعاب ريشه خطمى شيرهء تخم كاسنى عرق
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٣٩٢