تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مخلوط به اندك سياهى بود و گاهى بثور زير جلد محاذى طحال ظاهر شود و يا يرقان اسود پديد آيد ورم صفراوى باشد . و اگر زيادتى حجم طحال و ورم نرم و قلت درد و تغير رنگ چهره به سوى سفيدى و اندك سياهى و سفيدى زبان و چشم و تهبج پلاك چشم و بطوء نبض و سفيدى قاروره و فساد هضم و براز مائل به كبودت بود ورم بلغمى باشد . و اگر در طحال ورم صلب و ثقل محسوس شود و با آن تب لازم نبود بلكه به دور ربع يا بر غير نظام باشد و انتفاخ شكم و اذيت شديد بعد از طعام و فساد هضم و لين طبع و تغير رنگ به تيرگى و سبزى و باريكى گردن و سرعت نبض و ضربان هر دو شريان حلقوم و ضيق نفس و كثرت اشتها و گرمى كف‌ها و زانو و هزال بدن و هيجان غم و وسواس در بعض اوقات و گاهى سياهى زبان و قروح ساقين و تاكل اسنان و لثه عارض شود و اكثر قاروره مثل بول تندرستان بود و گاهى بعد رياضت سياه گردد و ورم صلب باشد .

نكته : [ ورم صلب ]

طبرى گويد كه در جميع اين اورام طحال چون طبيب سوء تدبيرى كند و مريض در پرهيز تساهل نمايد مؤدى به ورم صلب گردد و گاهى به استسقا قبل از صلابت ادا كند ورم صلب چون طول كند جگر را فاسد و ضعيف گرداند و به استسقاى زقى انجامد و ورم ريحى را نفخهء طحال گويند و آن جدا مسطور گردد . و شيخ مىفرمايد كه فرق دو ورم و نفخهء طحال آن است كه در نفخهء ثقل نبود و در ورم از مس و غمز درد شود و غمز نفخه را ساكن و الم آن زائل كند و قرقره و آروغ حادث نمايد و در ورم صلب اختلاط ذهن قوى عارض نشود مگر هنگام كثرت مادهء غاليه و مشاركت حجاب و صلابت به غير قرقره وقت غمز محسوس شود مگر آنكه با وى نفخه جمع گردد و گاهى بحران ورم صلب طحال به قروح ساقين گردد اگر صاحب طحال را رياضات سخت عارض شود و مواد به سوى ساقين منجذب گردد و بثور سمى به بطم برآيد و فصد بسيار ورم طحال اكثر پيدا كند و خريف دشمن مطحول است . و چون صلابت بعد ورم حار افتد اعراض ورم حار تقدم نمايد بعده اعراض ورم صلب ظهور كند و بسيار باشد كه طحال دفعة بنفسه يا به چيزى كه تقويت او كند قوى گردد و قوت دافعه او بر جميع مادهء ردى كه اندر آن باشد مستولى گردد و به اسهال دردى مثل ثفل روغن زيتون دفع شود و مطحولين را اشتهاى طعام زياده‌تر بود از غير ايشان ليكن قى بر ايشان خيلى دشوار بود و در اكثر طبيعت ايشان قبض باشد و در قى و اسهال به ادويهء بسيار قوى محتاج باشند و به قول صاحب كامل جميع اورام طحال و عظم او را هزال بدن تابع بود . و لهذا بقراط گفته كه چون طحال عظم پذيرد بدن لاغر شود و چون بسيار بزرگ شود نفس تنگ گردد و شكم كلان شود و كبد ضعيف گردد و اكثر به استسقا انجامد

علاج ورم دموى طحال

فصد باسليق پس اسيلم از دست چپ كنند و بعده بهر تليين فلوس خيارشنبر و آب كاسنى و آب عنب الثعلب و مانند آن حل كرده بدهند و جهت تبريد صرف آب‌هاى مذكور به شكر و يا سكنجبين دو توله و يا قرص طباشير و قرص زرشك با طبيخ بنفشه و گل سرخ و پوست بيخ كبر و سكنجبين دهند . و آب تمر هندى و شيرهء خرفه مفيد است و آرد جو برگ گز گل سرخ صندل آب حى العالم آب عنب الثعلب اقاقيا شياف ماميثا گشنيز تر هرچه از اين‌ها ميسر آيد به سركه آميخته بر طحال ضماد كنند . و يا بنفشه نيلوفر خطمى آرد جو مكوه صندل سفيد گل ارمنى هر يك دو درم در سركه ضماد نمايند و هر چه در سوء مزاج حار طحال مسطور شد حسب حاجت استعمال نمايند .

اقوال اطبا :

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه معالجات اورام طحال حار قريب به معالجهء اورام حار كبداند به غير حاجت به مراعات جانب قبض ليكن به حذر تسخين شديد تا ماده به غلظ و صلابت سرعت نكند و جگر نيز در اين امر مشارك است كه آن هر دو مستعد به انتقال از اورام حار به سوى صلب‌اند و ليكن واجب است كه بدان ادويهء كه در آنها تقطيع مع الحرارة به اعتدال و قبض و قوت بارد مثل شب باشد مخلوط سازند و بدان كه سركه در علاج جميع امراض طحال دخل عظيم دارد و بايد كه جميع ادويهء علاجات او بدان استعمال نمايند . و واجب است كه اولًا فصد باسليق ابتدا كنند بعده عصارات و آب‌هاى مذكور در امراض كبد بنوشانند و آنچه اكثر مخصوص طحال است آن آب برگ گز و آب برگ بيد و آب برگ غرب و آب خرفه و آب پرسياوشان رطب است . و از آنچه در اين نفع بخشد نوشيدن دو درم تخم خرفه به سركه است كه آن را خاصيت است در تحليل اورام طحال و صلابت آن و برگ بارتنگ خشك كرده هر روز به قدر ملعقه خوردن و غذا آنچه در باب كبد مذكور شد و زرشكيه را به خاصيت نفع است و خصوصاً چون يبس او به شكر و ترنجبين شكنند .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه هر گاه در طحال ورم حار باشد و بدن متحمل فصد بود بايد كه فصد اسيلم و باسليق ابطى از چپ كنند و آب عنب الثعلب و آب اطراف طرفا و آب اطراف خلاف و آب كاسنى و آب كرفس و آب اطراف اصول كبر رطب بنوشانند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه اگر طحال را ورم حار عارض شود فصد باسليق ابطى و اسيلم كنند كه اين در اين باب موافق است و قرص طباشير ملين يا قرص انبرباريس به سكنجبين و آب كاسنى و آب عنب الثعلب دهند . و اين قرص نافع ورم طحال حار است گل سرخ شش درم زرشك سه درم اصل السوس ثمر طرفا اسقولوقندريون هر واحد يك درم مغز تخم بادرنگ مغز تخم خيار تخم خرفه هر واحد دو درم طباشير لك ريوند چينى عصارهء غافث زعفران عصارهء افسنتين هر واحد نيم درم همه را باريك سائيده به آب قرص سازند از يك درم تا يك مثقال به سكنجبين و آب كاسنى و آب بيد بخورند . و اگر در اين جا تب نباشد اين قرص با ماء الجبن بدهند و بزر كاسنى و كشوث و اثل و بيد و جو بخورانند . و اگر حرارت قوى و تب شديد باشد بگيرند كدوى كوچك خشك كرده كوفته دو درم به سكنجبين بزورى يك نيم اوقيه بدهند . و اگر حرارت مفرط نباشد غاريقون يك درم تا يك مثقال با سكنجبين بدهند
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 147 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )