تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
رطب معده گذشت اقتصار مىكنند و حق آن است كه ضعف مقده تابع هر سوء مزاج مىباشد پس واجب است كه قسم سوء مزاج در يافته به مقابل آن علاج نمايند چه گاهى ضعف به سبب يبوست معده مىباشد و چون علاج آن به علاج مذكوره‌ى اصحاب تجارب كنند موجب هلاكت مريض گردد و گاهى شفا در نوشانيدن آب بارد يا دوغ گاو بر برف سرد كرده و استعمال فواكه بارد مىشود و گاهى علاج ضعف معده به مسخنات مىكنند و از آن عطش غالب مىگردد و مخالفت طبيعت نموده آب بارد شكم سيه مىنوشند و فى الحال شفا مىيابند و گاه خلط موذى به سبب استلاى آب مندفع مىگردد اگر در آنجا غلطى باشد به اسهال خارج مىشود و مرض از مرض خلاصى مىيابد و اسهال از مضعفات معده است و با آن اصلاح معده و بدن مىباشد . و بدانند كه قوت تامه‌ى معده قوى بودن جميع قواى اربعه آن است و هر قوت كه از آن ضعيف گردد آن نوع از ضعف معده باشد ليكن عادت پيشتر مردم بر آن است كه ضعيف معده قوت هاضمه را گويند و هر قوت آن بهر سوء مزاج ضعيف مىشود و ليكن جاذبه در اكثر امر بيرودت و رطوبت ضعيف مىگردد و از اين جهت واجب است كه حفظ او به ادويه‌ى حار يابس كنند مگر آنكه ضعف او به سببى ديگر باشد و حفظ ماسكه در اكثر امر بباس مائل بيرودت نمايند و دافعه به رطوبت مع قدرى برودت و هاضمه به حرارت مع اندك رطوبت . و بدان كه روى ترين ضعف معده آن است كه از تهلهل نسج ليف آن واقع شود زيرا كه چون بافت ليف‌هاى معده سست گردد در هر چهار قوت آن ضعف پديد آيد و بدين دلالت مىكند آنكه در آنجا علامت سوء مزاج و ورم يافته نشود و تجويد اغذيه نفع نبخشد و ضعف قوت مغيره مؤدى باستسقاى لحمى مىگردد . و بدانند كه چون معده آن‌چنان ضعيف گردد كه آن را تغير غذا ممكن نباشد از سبب ديگر به غير ضعف معده اى مول بزاق الامعا مىگردد ليكن در اغلب سبب ضعف معده همان است كه اصحاب تجارب قصد تلافى او مىنمايند و آن غلبه‌ى رطوبت بر معده و كثرت او بر آنست و از اين جهت به تدبير مقرره‌ى ايشان در اكثر نفع مىيابند و واجب است كه اضمده و مروفات مذكوره چون بدان اراده‌ى تقويت فم معده باشد گرم زياده كرده استعمال نمايند چه نيم‌گرم ارفاى فم معده مىنمايد و جالينوس در اين باب اين قيروطى استعمال مىكرد بگيرند موم هشت مثقال و روغن ناردين فائق يك اوقيه و هر دو را بياميزند . و اگر معده شديد الضعف باشد حتى كه امساك طعام ننمايد به آن هر دو صبر و مصطكى هر واحد يك نيم مثقال و الا يك مثقال و عصاره‌ى حصرم يك مثقال بياميزند و بر آن نهند . و ايضا جالينوس ضمان كرده كه جميع علل معده كه به آن حرارت شديد يا يبوست شديد نباشد صحت مىيابند به سكنجبين سفرجلى به اين نسخه بگيرند آب به دو رطل و سركه‌ى كهنه يك رطل و عسل مقدار كفايت و بجوشانند تا آنكه به قوام عسل آيد و زنجبيل يك اوقيه و ثلث تا دو اوقيه شود بر آن باشند و استعمال نمايند و اين دوا قريب آن است بگيرند به بريان سه رطل و عسل سه رطل و هر دو مخلوط كرده بر آن فلفل سه اوقيه و تخم كرفس جبلى يك اوقيه اندازند و از آنچه نفع مىكند معده‌ى ضعيف را استعمال آواز بلندست و همه آنچه صفاف را حركت دهد و از ادويه جيده براى معده‌ى ضعيف مسترخى اطريفلات است و دواء الفرس به اين نسخه بگيرند هليله‌ى سياه در روغن گاو بريان كرده ده درم حرف بريان پنج درم نانخواه صعتر فارسى هر يك سه درم خبث الحديد ده درم شربت دو درم به شراب قوى و اين نسخه‌ى ضماد براى ضعف معده مع صلابت او خوبست بگيرند سيخه نيم اوقيه سوسن هشت كزمات فقاح ادجز شش كزمات ابهل ميحده و كنمات مقل دو كز سه و در اينجا مراد از كزهمه‌ى واحد شش مثقال است . و ايضا سوم شازده اوقيه صمغ بطم چهار اوقيه رايتانج مغسول يك نيم رطل همانا هيجده در فم اشق سى و دو كزمه ناردين شش اوقيه انيسون هشت اوقيه صبر يك اوقيه روغن به لسان و اوقيه قرفه يك اوقيه بگيرند و به روغن زيت يا روغن گل و مانند آن تركيب دهند و شربت حب الآس ايشان را خيلى نافع است و در نعناع منفعت ظاهر است و سيب بستانى در اضمده معده‌ى حار و بارد داخل كرده مىشود و زفت از اضمده‌ى معده‌ى بارد ضعيف است . و بدانند كه ضعف معده گاهى سبب بطوى انحدار طعام مىگردد چون دافعه ضعيف باشد پس واجب است كه نان براى ايشان كثير الخمير باشد و گاهى سبب سرعت انحدار طعام مىشود به باعث بله‌ى مربقه و ضعف قوت ماسكه‌ى آن و در اين حالت بايد كه نان براى آنها مائل به قدرى فطورت باشد . ايضا ممدوح اليه مىنويسد كه علاج سخافت معده استعمال اضمده مسخنه قابضه كه مذكور شد بايد كرد و خصوصاً ضمادهاى خوشبو كه در آن موافقت براى قلب و روح مىباشد و جوارشات خوشبو قابض مثل جوارش خوزى و جوارش قاقله و غير آن كه در علاج برودت و رطوبت معده مسطور شد استعمال نمايند و به تخفيف و تلطيف اغذيه كنند و در چند مرتبه آن را بخورند تا بر معده گرانى نيارد و از شراب يكبارگى ممتلى نشوند و بر طعام و شراب حركت نكنند و آب و شراب بالاى طعام نياشامند . و اگر شراب بنوشند شراب كهنه قوى مائل بعفوصت اندك اندك بايد نوشيد . مصنف اقتباس مىگويد كه اگر با ضعف معده ضعف جگر و يا ضعف سپرزد يا ريه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 392 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )