تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
بر مشاركت غشاى مجلل كبد دلالت كند . و اگر آثار سودا و مدرك گردد سببش انصباب سوداى ترش از طحال بر فم معده باشد و الا سببش غلبه‌ى رياح در حالت خلو معده باشد و آنجا كه تقدم ضربه و مقطعه بر معده معلوم گردد سببش همان باشد .

علاج كلى وجع معده

چون معده عضو مشارك و محل طبخ غذا است و آفت وى سرايت به اعضاى ديگر مىنمايد و موجب بليات مىگردد در علاج درد آن تمهل و تساهل و اندازند كه به سبب مشاركت دل و جگر موجب هلاكت مىگردد و چون مفرط مزمن شود ورم در معده پيدا نمايد و محجمه‌ى نارى واسع بر شكم مستوى از هر جانب بالا سر نهادن و سكنجبين به گلاب يا آب گرم آميخته نوشيدن در اكثر اقسام درد معده از بحربا تست . و به قول جالينوس پوست سنگدان خروس بالخاصيه تسكين درد مىكند و اسهال درد معده بلكه درد شكم را قلع مىنمايد مگر قروح و ورم را و گويند كه طلاى خاكستر بذرالبنج و دارچينى و زنجبيل با عسل بر معده در انواع درد معده اثر تمام دارد و كذا جدار اصيل دو دانگ سائيده در جلاب گرم چند روز نوشيدن و از علاجات او استفراغ بدن به حقنه‌هاى موافقه بعد وقوف بر مزاج عليل و مقدارات او است و حقنه لين باشد نه قوى و اصلاح غذا و اختيار افضل آن حتى الامكان و تخفيف آن بعد از آن معالجه‌ى الم حسب سبب نمايند و بدانچه مسكن وجع باشد ضماد كنند مثلًا بزر كتان سه درم زوفاى رطب دو درم سائيده در قيروطى كه از روغن سفرجل ساخته باشند آميخته بر معده ضماد سازند و تغريق معده به روغن سفرجل تنها زيل وجع است . و گويند كه اگر درد جمع معده امر صعب گردد هر محل معده اسفنج به سلول به سركه‌ى گرم نهند و بلع بندقه اسرب براى وجع مزمن مجرب نوشته‌اند و كذا تعليق مرجان در گردن و كذا شرب و تعليق كهربا نافع وجع معده است و تعليق سنگ يشم و امساك او در دهن براى وجع معده مجرب سويدى است و فى خبر خير البشر الصلوه قشفى من وجع البطن مطلقاً .

علاج درد معده از رياح

هرچه در علاج امراض معده از رياح مسطور شد استعمال نمايند و جوارشات كاسر رياح مثل كمونى و فود بخى و فنداويقون و مانند آن تنها يا به شير و باديان نه ماشه و گلقند چار توله و گلاب نيم پاو نيم‌گرم بدهند و كادات محلله نافع است و مصطكى دانه‌ى هيل هر واحد يك نيم ماشه سوده به گلقند دو توله سرشته و يا به هليله‌ى مربى آميخته بخورند و گلقند در عرق هيل پنج توله حل كرده بنوشند و يا زيره‌ى سياه يك نيم ماشه سوده به گلقند آميخته بخورند و مصطكى سه ماشه سوده به روغن بابونه يك توله آميخته نيم‌گرم بر معده ماليدن فى الفور تسكين درد مىنمايد پودينه و كندر مصطكى و زيره‌ى خائيدن و آب آن فرو بردن رياح معده به آروغ دفع كند و كذا مصطكى در برگ تنبول به جاى فوفل خورانيدن يا مصطكى نيم درم سوده به گلقند ده درم سرشته بخورند و بالايش دو درم صقر فارسى جوشانيده صاف نموده بنوشند . و اگر بز را لبنج سوخته برابر آن زنجبيل و دو وزن آن دارچينى گرفته سائيده به عسل سرشته به قدر يك درم بليسانند در دفع درد معده‌ى ريحى و بارد مجرب بلاتخلف است و حسب تنكار و سفوف نمك نيز در اين به آب مخرب مؤلف و سفوف نانخواه و حب هندى و حب علتيت و عرق پان و بستن نان ماش و معجون به زور و حب باد گوله و معجون كاسه رياح و معجون قولنج نيز مفيد و اين سفوف در اين باب مجرب زراوند مدحرج تخم سلاب نانخواه تخم شبت پودينه‌ى خشك كوفته بيخته به قدر حاجت استعمال نمايند و آنجا كه با وجود برودت و ريح معده طبع قبض بود از سكنجبين و صبر و مقل و غاريقون مساوى حبوب ساخته و درم به آب گرم بدهند كه مجرب است و كذا دواى عصاره‌ى ريوند و حب نارمشك و حب مبارك و سفوف سنا مجرب و خيرلوا در گلاب جوشانيده نافع و كذا انيسون بگلقند يا عسل و كذا مصطكى به عسل معمول است و علتيت چهار حبه در پنبه نهاده بر آتش بريان كرده بدهند و از مغز تخم معصفر يك توله در آب شيره كشيده دو توله شكر سرخ آميخته به طريق حريره پخته نيم‌گرم نوشيدن نافع است و ديگر كاسرات رياح مثل عنبر و جدوار و موميائى و دارشيشان و اذخر و زرنباد دارچينى و ساذج هندى دهيل استعمال كنند و نهادن محجمه‌ى نارى واسع برء الساعت است و باديان بادرنجبويه نانخواه هر يك هفت ماشه گلقند دو توله جوشانيده صاف نموده نوشيدن براى ريح غليظ محتبس در طبقات معده و قولنج نافع است و آنجا كه ماده‌ى ريح غليظ تر باشد اول بهر تنقيه حقنه به عمل آرند يا مسهل بلغم و
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 377 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )